پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
تنها چيزى كه مىتواند در آنها اميد بدمد و به مقاومت و خويشتن دارى دعوت كند و نگذارد در محيط فاسد حل شوند اميد به اصلاح نهايى است؛ تنها در اين صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش براى حفظ پاكى خويش و اصلاح ديگران بر نخواهند داشت.
و اگر مىبينيم در دستورات اسلامى يأس از آمرزش، يكى از بزرگترين گناهان شمرده شده است و ممكن است افراد ناوارد تعجب كنند كه چرا يأس از رحمت خدا اينقدر مهم تلقى شده؛ حتى مهمتر از بسيارى از گناهان، فلسفهاش در حقيقت همين است كه گناهكار مأيوس از رحمت، هيچ دليلى نمىبيند كه به فكر جبران بيفتد و يا لااقل دست از ادامه گناه بردارد، و منطق او اين است اكنون كه آب از سر من گذشته است چه يك قامت چه صد قامت! من كه رسواى جهانم غم دنيا هيچ است!، بالاتر از سياهى رنگ ديگر نباشد، آخرش جهنم است، من كه هم اكنون آنرا براى خود خريدهام ديگر از چه مىترسم؟! و مانند اين منطقها ...
امّا هنگامى كه روزنه اميد برايا و گشوده شود، اميد به عفو پروردگار، اميد به تغيير وضع موجود، نقطه عطفى در زندگى او خواهد شد و او را به توقف كردن در مسير گناه و بازگشت به سوى پاكى و اصلاح دعوت مىكند.
به همين دليل اميد را مىتوان همواره به عنوان يك عامل مؤثر تربيتى در مورد افراد فاسد شناخت همچنين افراد صالحى كه در محيطهاى فاسد گرفتاراند، بدون اميد نمىتوانند خويشتن را حفظ كنند.
نتيجه اين كه «انتظار ظهور» مصلحى كه هر قدر دنيا فاسدتر مىشود اميد ظهورش بيشتر مىگردد اثر فزاينده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نيرومند فساد بيمه مىكند؛ آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محيط مأيوس نمىشوند بلكه به مقتضاى. وعده وصل چون شود نزديك* آتش عشق تيزتر گردد