پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨ - ٢- آيات ديگر قرآن در تأييد داستان غدير
آن طبق گفته طبرى در تفسير معروفش، و همچنين قرطبى در تفسيرش و بعضى ديگر از دانشمندان در مدينه نازل شده است. [١]
يا اينكه سوره «كهف» كه به عنوان سوره مكّى شناخته شده در حالى كه هفت آيه اوّل آن طبق تفسير قرطبى و اتقان سيوطى در مدينه نازل شده است و موارد متعدّد ديگر. [٢] همان گونه كه سوره هايى به عنوان مدنى شمرده شده در حالى كه آياتى از آن مكّى است مانند سوره «مجادله» كه مطابق قول معروف مدنى است؛ ولى ده آيه اوّل طبق تصريح بعضى از مفسّران در مكّه نازل شده است. [٣]
كوتاه سخن اينكه موارد فراوانى يافت مىشود كه سورهاى به عنوان مكّى يا مدنى معرّفى شده و در تفاسير و قرآنها بالاى آن همين عنوان را مىنويسد در حالى كه بخشى از آيات آن در جاى ديگر نازل شده است.
بنابراين هيچ مانعى ندارد كه سوره «معارج» نيز چنين باشد.
ايراد دوّم اينكه: در اين حديث آمده است كه حارث بن نعمان در ابطح خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و مىدانيم ابطح نام درّهاى در مكّه است؛ و تناسبى با نزول آيه بعد از داستان غدير در ميان مكّه و مدينه ندارد.
پاسخ:
اوّلًا تعبير به ابطح تنها در بعضى از روايات است نه در همه روايات؛ و ثانياً ابطح و بطحاء به معنى زمين شنزارى است كه سيل از آن جارى شود و در مدينه و مناطق ديگر نيز مناطقى وجود دارد كه آن را ابطح يا بطحاء مىنامند؛ و جالب اينكه
[١]. تفسير طبرى، جلد ٢٠، صفحه ٨٦، و قرطبى جلد ١٣ صفحه ٣٢٣.
[٢]. براى آگاهى بيشتر بر اين موضوع به جلد اوّل كتاب تفيس الغدير صفحه ٢٥٦ و ٢٥٧ مراجعه فرمائيد.
[٣]. تفسير ابى السعود كه در حاشيه تفسير رازى نوشته شده، جلد ٨، صفحه ١٤٨ و السّراج المنير، جلد ٤، صفحه ٣١٠.