پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - ٤- عظمت مقام امامت در قرآن مجيد
عجيبى شدهاند.
از همه عجيب تر اينكه جمعى از مفسران معروف، آن را به نبوت تفسير كردهاند؛ در حالى كه به طور قطع در آن هنگام ابراهيم عليه السلام، پيامبر بود؛ و سالها از نبوت و رسالتش مىگذشت، و صاحب فرزندانى شده بود، و در ادامه آيه تقاضاى مقام امامت را براى فرزندان خويش و دودمانش نيز كرد.
بسيارى از مفسران كلماتى كه خداوند ابراهيم عليه السلام را به وسيله آن آزمود، عبارت از يك سلسله از تعليماتى كه از سوى خداوند دريافت داشته بود مىدانند، يا مبارزه با بت پرستان و بناى خانه كعبه و قربانى فرزند، ولى با اين حال «امامت» را به معنى نبوت تفسير كردهاند با اينكه هم آن دستورات و هم اين ايثارگرى ها بعد از رسيدن ابراهيم عليه السلام به مقام نبوت بود و جمله انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً [١] در تفسير آنها كاملًا نامفهوم است.
معنى ديگرى كه براى امامت گفتهاند: واجب الاطاعة بودن است، در حالى كه هر پيامبرى واجب الاطاعة است و نياز به حائز شدن مقام ديگرى ندارد. [٢]
بعضى تفسير سومى براى آن ذكر كردهاند و گفتهاند: منظور، رياست در امور دين و دنيا است، يا به تعبير ديگر رئيس حكومت بودن.
اين تفسر هر چند از دو تفسير سابق بهتر است ولى باز عمق معنى امامت را مشخص نمىكند.
به عقيده ما با توجه به آيات ديگر قرآن كه در زمينه امامت بحث مىكند، منظور از امامت در اينجا مقامى والاتر و بالاتر از همه اينها است و آن تحقق بخشيدن به برنامههاى الهى، اعم از حكومت و اجراى احكام الهى و تربيت و پرورش نفس
[١]. سوره بقره، آيه ١٢٤.
[٢]. تفسير روح البيان ده سنت معروف ابراهيم، و كشاف و مراغى اوامر و نواهى الهى، و قرطبى و المنار مجموعه اين دستورات را ذكر كرده است.