پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ١ تاريخچه زندان
زندان به طور رسمى وجود نداشت، اين نه به خاطر آن بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله وجود زندان را نامشروع مىدانست، بلكه بيشتر بخاطر عدم گستردگى جامعه اسلامى بود و مخصوصاً در آغاز اسلام تعهد مردم به قوانين الهى بيشتر بود و متخلّف كمتر يافت مىشد.
لذا در آيات قرآن نيز جملهاى كه نشان دهد در آن عصر زندانى وجود داشته مطلقاً ديده نمىشود.
امّا در عين حال در مورد مجرمانى كه بايد بازداشت مىشدند تا تكليف آنها روشن گردد، يا بدهكارانى كه با داشتن امكانات از پرداخت بدهى خود سرباز مىزدند، يا اسيرانى كه در جنگ هاى اسلامى به دست مسلمانان مىافتادند از طرق ديگرى استفاده مىشد، از جمله:
١- گاه مجرمان را در گوشهاى از مسجد زندانى مىكردند، و از آنجا كه قفل و بندى در كار نبود كسى را مراقب او مىكردند كه فرار نكند؛ يا خطى به دورش مىكشيدند و به او سفارش مىكردند كه قدم از آن دايره بيرون نگذارد؛ و گرنه مسئول است! و او هم به دلايل خاصّ اجتماعى و اينكه مبادا جرمش سنگينتر شود پا از دايره بيرون نمىگذاشت، و شايد تعبير به «ترسيم» در بعضى از روايات اشاره به همين مطلب است.
٢- زندانى كردن در «دالان خانه»، زيرا بسيارى از خانهها دالانى داشت كه ميان در خانه و صحن حياط قرار گرفته بود و چه بسا طرف داخلى حياط نيز داراى در بود و اگر هر دو در بسته مىشد عملًا دالان تبديل به زندان مىگرديد.
٣- «خانه»، خود نوع ديگرى از زندان بود چنانكه قرآن دستور مىدهد كه «زنان بدكار را در خانهها، زندانى كنيد تا مرگشان فرا رسد». [١] البته اين حكم قبل از نزول حدّ زناكاران بود و با نزول آن، حكم مزبور نسخ شد.
٤- «ملازمت» شكل ديگرى اززندان بود، به اين ترتيب كه مثلًا شخص طلبكار، بدهكار متمكن را همراه خود مىبرد و از او جدا نمىشد تا حقّش را ادا كند.
[١]. سوره نساء، آيه ١٥ ..