پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - رابطه «دين» و «حكومت» از ديدگاه قرآن
رابطه «دين» و «حكومت» از ديدگاه قرآن
در كشورهاى غربى شعار «جدايى دين از سياست»، بسيار رايج است و شايد به يك معنى جزء مسلمات آنها شده است؛ و به همين دليل از تشكيل حكومت اسلامى كه «دين» و «سياست» را به طور قاطع با هم مىآميزد وحشت مىكنند و رنج مىبرند! و اين به دو دليل است:
١- آيينى كه غالباً در جوامع غربى وجود دارد آيين مسيحيت (كنونى) است؛ و مىدانيم اين آيين- بر اثر تحريفات زيادى كه با گذشت زمان در آن پديد آمده است- به صورت يك مسأله كاملًا خصوصى و فردى و منحصر به رابطه خلق و خالق كه تعليمات آن منحصر به يك سلسله توصيههاى اخلاقى مىشود، در آورده است؛ و كارى به مسائل اجتماعى و مخصوصاً مسائل سياسى ندارد.
فرق ميان يك دين دار و غير دين دار در اين جوامع آن است كه: فرد ديندار به يك سلسله مسائل اخلاقى پايبند است، و هفتهاى يك روز به كليسا مىرود، و ساعتى به نيايش و مناجات مىپردازد؛ ولى افراد بى دين تعهّد خاصّى نسبت به مسائل اخلاقى ندارند؛- هر چند گاهى به عنوان ارزش هاى انسانى نه دينى، براى آن احترام قائلاند- و هرگز به كليسا نمىروند.
٢- خاطره بسيار دردناكى كه آنها از حكومت ارباب كليسا در قرون وسطى و دوران «انگيزيسيون» (تفتيش عقايد) دارند؛ سبب شده كه براى هميشه دين را از سياست جدا كنند.
توضيح اينكه: ارباب كليسا در قرون وسطى بر تمام شئون سياسى و اجتماعى مردم اروپا مسلّط شدند؛ و پاپ ها با قدرت تمام بر كشورهاى اين قاره حكومت مىكردند، حكومتى كه منتهى به استبداد و خودكامگى شديد شد. تا آنجا كه در برابر نهضت هاى علمى به