پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - ماجراى استخبار حذيفه
كارها به شدّت بپرهيزند، چرا كه دنيا و آخرتشان را تباه مىكند. [١] در اين ماجرا، جاسوسى براى دشمن بود، ولى دستگاه ضدّ جاسوسى پيامبر صلى الله عليه و آله- خواه از طريق اطلاع جبرئيل امين باشد يا از هر مبدأ ديگر- برنامه دشمن را خنثى كرد، به طورى كه هيچ خبرى از حركت مسلمانان و ارتش اسلام به سوى مكّه به آنها نرسيد و اهل مكّه در برابر ورود لشكر اسلام كاملًا غافل گير شدند و همين سبب شد كه بزرگ ترين پايگاه مشركان تقريباً بدون خونريزى و جنگ به دست مسلمين بيفتد و اين كار بسيار مهمّى بود، در حالى كه اگر آن زن جاسوس به هدف خود مىرسيد، شايد خون هاى زيادى ريخته مىشد و اين خود نشان مىدهد كه دستگاه هاى اطلاعاتى يا ضدّ اطلاعاتى تا چه اندازه مىتواند در سرنوشت يك قوم وملّت اثر بگذارد.
ماجراى استخبار حذيفه
نمونه ديگر از كارهاى اطّلاعاتى كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله انجام گرفت، ماجراى «حذيفه» در جنگ احزاب است.
در بسيارى از تواريخ آمده است، كه در يكى از شب هاى جنگ احزاب بعد از آنكه ميان لشكر احزاب اختلاف افتاده بود، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا كسى از شما هست كه در اين تاريكى به لشكرگاه دشمن برود تا خبرى از آنها بياورد؟ هر كس چنين كند رفيق من در بهشت خواهد بود.»
حذيفه يكى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد: «هيچ كس به خاطر شدّت خستگى و گرسنگى و وحشت از جا برنخاست، پيامبر صلى الله عليه و آله چشمش به من افتاد، و مرا صدا زد و فرمود:
" برو خبرى از آنها براى من بياور، امّا هيچ كار ديگرى در آنجا، انجام نده تا بازگردى!"»
[١]. غالب مفسّران اين شأن نزول را در ذيل آيات ابتدايى سوره ممتحنه با تفاوت هايى آوردهاند..