پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - حكومت اسلامى و سازمان هاى اطلاعاتى
از آن سوء استفاده نشده باشد؟!
كوتاه سخن اينكه: عدم تجسّس در كارهاى ديگران و زندگى خصوصى آنها يك اصل است، كه بايد حفظ شود، ولى تجسّس در موارد خاصّى يك استثناء است كه آن هم بايد با حفظ حدود و شرايطى به عنوان يك وظيفه الهى و اجتماعى دنبال گردد.
و در واقع اين استثناء از قانون اهم و مهم سرچشمه مىگيرد و تحت عنوان ثانوى واقع مىشود، حفظ آبروى افراد، بسيار مهم است، امّا حفظ موجوديّت جامعه اسلامى و نظام حكومت و امنيّت و آرامش، از آن مهم تر و لازم تر است، به همين دليل در موارد خاصّى، دومى فداى اوّلى مىشود.
از آنچه در بالا گفته شد، روشن مىشود كه هميشه تجسّس و تفتيش در حال ديگران نياز به دليل كافى دارد و اقدام خودسرانه در اين مورد مجاز نيست.
آنچه گفته شد مربوط به تجسّس در درون جامعه اسلامى است.
در بيرون جامعه اسلامى، مسأله روشن تر و آشكارتر است، مسلمانان هميشه بايد از آنچه در ظاهر و باطن جوامع بيگانه مىگذرد كه ممكن است با سرنوشت مسلمين ارتباط داشته باشد با خبر باشند، و توطئهها را در نطفه بشناسند و خفه كنند، و گرنه زمانى با خبر مىشوند كه از عهده خنثى كردن آن بر نمىآيند، يا بايد بهاى گزافى براى آن بپردازند!
نوع ديگرى از تجسّس نيز در حكومت اسلامى- و همه حكومت هاى جهان- وجود دارد و آن تجسّس در كار مأموران و كارگزاران حكومت اسلامى است تا اطمينان حاصل شود آنها وظايف خود را خوب انجام مىدهند، اجحاف و تعدّى بر مسلمين روا نمىدارند، و از مقام خود سوء استفاده نمىكنند.
به هر حال از آيات قرآن، استفاده مىشود كه مسأله تجسّس و جاسوسى در آن اعصار نيز وجود داشته است و در برابر جاسوسى هاى دشمنان اسلام، پيامبر صلى الله عليه و آله دستگاه ضدّ جاسوسى داشته است، تا به وسيله آن تحرّكات دشمن را در اين زمينه خنثى كند.