پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - داستان «جزيه»
شخصى شناخته مىشود و در نيايش هاى هفتگى و بعضى مسائل اخلاقى خلاصه مىگردد و مطلقاً بازتابى در زندگى اجتماعى آنها ندارد، به عنوان نمونه صهيونيست ها براى رسيدن به منافع خود از هيچ جنايتى ابا ندارند).
در سوّمين توصيف مىگويد: «آنها بطور كلّى آيين حق راقبول ندارند» وَ لايَدينُونَ دينَ الْحَقِ.
چرا كه مفهوم دين را به كلّى دگرگون ساخته و آن را از مسائل اساسى بشرى بكلى بيرون برده و با خرافات آميخته بودند.
اين سه توصيف در واقع لازم و ملزوم يكديگراند و همينها بود كه آنها را به مقابله با اسلام و انواع كارشكنىها دعوت مىكرد.
ولى با اين حال در پايان آيه راه آشتى و صلح را به روى آنها مىگشايد و مىگويد: حَتى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ: «تا زمانى كه جزيه (ماليات) سرانه را با خضوع بپردازند».
راغب در مفردات مىگويد: «" جزيه" چيزى است كه از اهل ذمّه (غير مسلمانانى كه با مسلمانان پيمان همزيستى دارند و در داخل كشورهاى اسلامى زندگى مىكنند) گرفته مىشود، و نام گذارى آن به اين نام به خاطر آن است كه به منزله جزا و پاداشى است كه در برابر حفظ جان (و مالشان) مىپردازند».
در كتاب التّحقيق آمده است كه «جزيه» به معنى نوعى از جزاء و پاداش است و آن همان چيزى است كه از غير مسلمانان گرفته مىشود.
به هر حال ريشه اصلى آن همان «جزاء» است، به خاطر اينكه پولى كه آنها مىپردازند رايگان و بدون عوض نيست، بلكه حكومت اسلامى موظّف است در برابر آن از مال و جان و ناموس آنها دفاع كند و امنيت كامل را براى آنان فراهم سازد.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه از مادّه «جزء» باشد؛ چرا كه جزيه معمولًا مقدار كمى از