پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - حكومت اسلامى و مسأله صلح
توسعه طلبانه خود بدهند، آنها اصل تنازع بقاء را كه يكى از اصول چهارگانه داروينيسم است؛ در اينجا دست آويز خود قرار مىد هند، و مىگويند: «بايد جنگ و تنازع همواره در ميان بشر باشد و اگر نباشد ركود و سستى روى زمين را فرا خواهد گرفت و نسل بشر به عقب بر خواهد گشت! ولى تنازع و جنگ دائمى سبب مىشود كه نيرومندترها بمانند، و ضعيفان پايمال شوند؛ و از بين بروند و به اين ترتيب انتخاب اصلح صورت مىگيرد»!
گاه از بعضى از ايات قرآن نيز (به طور انحارفى و تفسير به رأى) براى اين موضوع استمداد مىجويند.
ولى اين استدالال بسيار ضعيف است؛ چرا كه به فرض كه ما اصل تنازع را در مورد حيوانات درّنده بپذيريم- كه آن هم از نظر دانشمندانى كه تمام اصول داروينيسم را نقد مىكنند، مردود است- ارتباطى به جهان انسانيّت ندارد، چرا كه انسان ها مىتوانند از طريق تعاون، بقاء و رقابتى سالم همانگونه كه در ميدان صنايع و سياست ميان گروه ها و احزاب رقيب در دنياى امروز ديده مىشود، به تكامل خويش ادامه دهند؛ بنابراين اساس زندگى انسان ها تعاون در بقاء است نه تنازع در بقاء.
به هر حال ما هيچ دليلى نمىيابيم، كه بتواند توجيه گر جنگ باشد آن هم جنگهايى همانند جنگ هاى عصر ما كه ضايعاتش گاهى در قرن ها جبرانپذير نيست، اعم از ضايعات انسانى، صنعتى، كشاورزى و غير آن.
تنها يك مغز عليل وبيمار مىتواند چنين جنگ هايى را موجّه جلوه دهد.
با اين اشاره به قرآن مجيد باز مىگرديم «و صلحطلبى» را در حكومت اسلامى مورد بررسى قرار مىدهيم:
١- يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِى السِّلْمِ كافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ انَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ [١]
[١]. سوره بقره، آيه ٢٠٨ ..