پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ٣- حكومت الهى،
٣- حكومت الهى،
و آن حكومتى است كه نه بر محوصر اراده فرد اى افراد مىچرخد، و نه بر محور اراده اكثريت مردم، بلكه بر اساس اراده اللَّه است، و به يقين خداوند ارادهاى جز تأمين مصالح واقعى بندگانش ندارد، اين نوع حكومت در حكومت انبياء و جانشينان راستين آنها و كسانى كه خط انبياء را ادامه مىدهند ديده مىشود، و در دنيا بسيار كم است.
در قرآن مجيد نمونه هايى از هر سه نوع حكومت ارائه شده است:
١- در مورد حكومت استبدادى خودكامگان به حكومت فرعون اشاره مىكند و مىگويد «او در زمين، برترى جويى را آغاز كرد، و اهل آن به گروههاى مختلفى تقسيم نمود، گروهى را به ضعف و ناتوانى كشاند، پسران آنها را سر مىبريد، و زنان آنها را (براى كنيزى و خدمت و كامجويى) زنده نگه مىداشت، او به يقين از مفسدان بود»! (انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِى الارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ ابْنائَهُمْ وَ يَسْتَحُيى نِسائَهُمْ انَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدينَ).
او تمام سرزمينمصررا ملك شخصى خود مىدانست و رودها و نهرهاى عظيم آن را متعلق به خود مىپنداشت و مىگفت: «اى قوم من آيا ملك و حكومت مصر از آن من نيست؟ و اين نهرها زير فرمان جريان ندارد؟ آيا نمىبينيد؟» (يا قَوْمِ لَلَىَ لى مُلْكُ مِصْرِ وَ هذِهِ الانْهارُ تَجْرى مِنْ تَحْتى افَلا تُبْصِرُونَ). [١]
او حتى به حكومت خودكامه بر مردم قانع نبو، انتظار داشت همگى او را بپرستند، و غير او را پرستش نكنند! از اين رو به موسى گفت: «اگر معبودى غير من انتخاب كنى تو را به زندان مىافكنم!» (لَئِنِ اتَّخَذْتَ لِلهاً غَيْرى لَاجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونينَ). [٢]
او حتى عقيده داشت كه اگر كسى در مقام تحقيق بر آيد و از مدعى نبوت معجزاتى ببيند و به صداق و راستى او يقين پيدا كند، حق ندارد بدون اذن و اجازه فرعون ايمان بياورد! به همين دليل ساحران فرعونى را كه بعد از مشاهده دلائل روشن به موسى عليه السلام
[١]. سوره زخرف (٤٣) آيه ٥١ ..
[٢]. شعرا (٢٦) آيه ٢٩ ..