پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - ضرورت حكومت در روايات اسلامى
حاكم الهى هستند؟» گفته مىشود: «به دلائل زياد از جمله اينكه هنگامى كه براى مردم حدودى تعيين شود و دستور يابند كه از آن حدود تجاوز نكنند، چون باعث فساد آنها مىشود؛ اين كار سامان نمىگيرد، مگر بوسيله حاكم امين در رأس آنها؛ كه آنان را از تعدّى و داخل شدن در امور ممنوعه باز دارد؛ زيرا اگر اين موضوع نباشد، كسى لذّات و منافع خود را به خاطر فساد ديگران ترك نمىكند؛ و لذا سرپرستى براى آنها قرار داده شده كه آنان را منع از فساد كند و حدود و احكام الهى را در ميان آنها برپا دارد.
ديگر اينكه ما هيچ فرقهاى از فرق دنيا، و هيچ ملتى از ملل را نمىيابيم كه بدون رئيس و رپرستى باقى مانده باشند، همان رئيس و سرپرستى كه امر دين و دنياى آنها را سامان بخشد، پس در حكمت (خداوند) حكيم جايز نيست كه خلق را بدون آنچه مىداند براى آنان ضرورى است رها سازد، سرپرستى كه به كمك او با دشمنان بجنگند، و اموال بيت المار را به وسيله او تقسيم كنند، و جمعه و جماعت آنها را برپا دارد، و ظالم را از تعدّى بر مظلوم باز دارد، براى آنان تعيين نكند.
ديگر اينكه اگر مردم پيشوا و سرپرست امين و درستكارى نداشته باشند دين و آيين خدا بر باد مىرود، و سنّت و احكام الهى تغيير مىيابد، و بدعت گذاران چيزهايى از پيش خود بر آنها مىافزايند، و مخالفان از آن كم مىكنند، و امو را بر مسلمانان مشتبه مىسازند» [١]
٣- در تفسير نعمانى از امير مؤمنان على عليه السلام بعد از ذكر آياتى از قرآن مانند آيه «يا ايُّهاالَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبوا لِللَّه وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد اجابت كنيد دعوت خدا و پيامبر را هنگامى كه شما را دعوت مىكنند به سوى چيزى كه شما را زنده مىسازد». [٢] و آيه وَلَكُمْ فِى الْقِصاصِ حَياة يا اولِى الالْبابِ [٣] ودر حديثى مىفرمايد:
«وَ فى هذا اوْضَحُ دَليلٍ عَلَى انَّهُ لابُدَّ لِلُامَّة مِنْ امامٍ يَقُول بِامْرِهِمْ فَيَأْمُرُهُمْ وَيَنْهاهُمْ، وَ يُقيمُ
[١]. بحار الانوار، جلد ٦، صفحه ٦٠- البته روايت طولانى است و ما تنها قسمتى از آن را نقل كرديم-.
[٢]. سوره انفال (٨)، آيه ٢٤ ..
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ١٧٩ ..