پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - ركن دوّم نظام اجرائى
كه وقتى او جان داد در حالى كه تكيه به عصا كرده بود- و به همين دليل جسد او سر پا ايستاده بود- كارگزاران او با دقّت وظايف خود را انجام مىدادند تا اينكه موريانه عصاى او را خورد و بر زمين افتاد.
چنانكه قرآن در ادامه آيات فوق مىگويد: فَلَمّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ الّا دابَّةُ الارْضِ تَأكُلُ مِنْسَأتَهُ فَلَمّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الجِنُّ انْ لَوْ كانُوا يَعلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِى الْعَذابِ الْمُهينِ:
« (سليمان با آن همه جلال و شكوه) هنگامى كه مرگ را براى او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت، مگر جندبه زمين (موريانه) كه عصاى او را مىخورد، (تا شكست پو پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند، در عذاب خوار كننده باقى نمىماندند». [١] اينها همه از مديريت اجرائى قوى سليمان و انضباط كارى او خبر مىدهد.
اصولًا همانگونه كه در جهان آفرينش مأموران اجرائى خداوند كه در قرآن مجيد از آنها به وَالْمُدَبِّرات امْراً [٢] تعبير شده است و اشارات فراوان ديگرى به اعمال فرشتگان الهى در تنظيم و مديريّت عالم در زمينههاى مختلف نيز ديده مىشود؛ در جهان انسانيّت نيز بدون يك دستگاه اجرائى قوى و منظّم و حساب شده با تقسيم كارها و مسئوليت ها، برقرارى نظم و اجراى قوانين غير ممكن است.
در فرمان مالك اشتر كه نمونه كامل نظام اجرائى از جهت آيين كشور دارى در آن تبيين گرديده؛ اين مطلب به خوبى به چشم مىخورد.
در اين فرمان، على عليه السلام بعد از اشاره به مسأله مشاوران به وظايف اجرائى مالك اشتر، به عنوان حاكم كشور مصر، اشاره كرده، دستور مىدهد: «وزراى خود را از ميان افراد خوش سابقه و آگاه و صريح اللّهجه و اهل صداقت و ورع و دور از هر گونه تملّق و چاپلوسى برگزيند؛ و در همه كار و همه حال در تشخيص مصالح كشور با علما و خردمندان به مشورت بنشيند».
[١]. سوره سبأ، آيه ١٤ ..
[٢]. سوره نازعات، آيه ٥ ..