فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨١ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
آلودگيهاى نفسانى و كششهاى نيرومند جسمانى منزه دارد و هم جامعه انسانى را در مسير يك زندگى جمعى مبتنى بر عدالت و مساوات به پيش ببرد. بدين وسيله دين مىخواهد ناامنيهاى درونى و بيرونى را از سر راه عقيده و ايمان انسان كه دين آن را تنها سعادت او مىداند، بردارد.
رابطه شريعت و دين
يكى از سه بخش مهم دين كه برشمرديم، «شريعت» است. شريعت، همان قانونهايى است كه دين وضع كرده، در واقع نظامنهاى است كه اعمال و رفتار انسانها را در جهتى كه دين مىخواهد، هدايت مىكند. از آن جا كه شريعت، مستقيم با حوزه عمل و رفتار انسانها، يعنى با زندگى روز آنها سر و كار دارد، بيرونىترين، ملموسترين و عينىترين قسمت دين را تشكيل مىدهد. از اين رو اگر چه شريعت، عميقترين بخش دين نيست، اما بى شك گستردهترين بخش آن است، زيرا انسان در برابر اعتقاد به يك اصل عقيدتى، ملزم به هزارها عمل و رفتار بر اساس آن اصل مىشود. عقايد دينى حقايقى هستند كه با جان و دل آدمى پيوند دارند و علامت جدا كننده بيرونى ندارند، از اين روى، هيچ شاخصى براى سنجش و شناسايى آنها در ميان مردم وجود ندارد، تا به وسيله آن مؤمن را از غير مؤمن باز شناسند. ولى شريعت، با عمل آدمى مرتبط است و لذا عينيت دارد و پايبندى و ناپيندى بدان در رفتار فرد متجلى است.
شريعت، دست كم، به دو دليل آشناترين چهره دين است نزد دينداران:
علت اول، همان عملى بودن و عينيت داشتن آن است در برابر قلبى بودن و درونى بودن عقايد و و مسائل اخلاقى دين.
علت دوم، نقش كاركردى است كه شريعت در تنظيم امور معيشت و حل دشواريهاىحقوقى جامعه به عهده دارد.