فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - مقايسه علم فقه و جامعه شناسى تفهّمى غلامرضا صديق اورعى
٣. قدر متيقن در مقام تخاطب نباشد.
در مورد شرط سوم، بحثهايى در ميان متاخران صورت گرفته است. (١٠)
توضيح تفهّمى:
اگر به نظام فرهنگ و جزء مهم آن، نظام زبان كه مربوط به جامعه مورد بررسى است، آشنا باشيم، آن گاه مىدانيم كه هر نمادى، معناى ويژهاى دارد و براى معانى گوناگون، نمادهاى گوناگون نهاده شده است و بودن دو نماد با يكديگر نيز، خود يك نماد جداگانه است و معناى معينى دارد. اگر شخص گوينده، به طور قطع در ارتباطات خود، نمادها را به كار مىبرد. انگيزهاش فهماندن آنچه در ذهن دارد به ديگران است. اگر معناى «الف» را در نظر دارد كه بفهماند، نماد «ب» را به كار نمىبرد. پس تلاش براى فهماندن نماد «الف»، از سوى شخص مورد بررسى، حكايت از انگيزه او بر فهماندن معناى «الف» مىكند. و اگر نماد «الف» و نماد «ج»، با هم معناى «ص» را مىرساند و شخص مورد بررسى، فقط نماد «الف» را بفهماند، پس انگيزه وى فهماندن معناى «الف» است. نه معناى «ص» و البته بايد از همه شرايط و زمينهها، دريابيم كه بين گوينده و شنونده قراردادهاى جداگانهاى براى استعمال كلمات نبوده است. مثلاً هر دو، عضو يك حزب مخفى نبودهاند، يا مكالمه در ميدان جنگ و توسط بىسيم نبوده و ... اين دقتها، براى تفهم معناى كار، (مانند مورد قبل) مبتنى بر پذيرش نظريه موقعيت است كه: هر كننده كار در موقعيتهاى گوناگون كارهاى گوناگون انجام مىدهد و موقعيت احاطه كننده كار بخشى از نماد است (قرينه) و با آشنايى كامل با فرهنگ و موقعيت كار به درك معناى نماد پى برد.
(١٠)بحوث فى علم الاصول، شهيد محمد باقر صدر، ج٣، ص٤١١.