فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٨ - مقايسه علم فقه و جامعه شناسى تفهّمى غلامرضا صديق اورعى
معصوم(ع) و سكوت وى، نياز آگاهى به نظام فرهنگى آن عصر دارد؛ زيرا بهنجار بودن يك عمل، مشروط به موقعيتهاى اجتماعى كنندگان كار، مخاطبان و ... است.
شناخت تاريخ عصر معصومان(ع) و گروههاى اجتماعى آن عصر و درك مجموعهاى و سيستماتيك فرهنگ آنان، براى اين دريافتها لازم است. درك مجموعه روايات رسيده و تاريخ عصر ائمه(ع) راهى براى اين مهم است.
درك توانايى وازدن معصوم(ع) به معناى «مشروط كردن معناى كار و انگيزه كننده كار» به موقعيتهاى گوناگون است.
مثلاً سكوت در حال تقيه نبوده است. يعنى وضعيتخطرناك براى معصوم(ع) سبب يك نوع عمل مىشود كه در حال عادى، بلكه در حال اقتدار دينى سبب آن نوع عمل نمىگردد.
جامعهشناسان و فقهاء، هر دو، به تاثير حال و روز كننده كار در كار توجه كردهاند، ولى جامعهشناس تفهّمى و ساير جامعهشناسان بر اين امر، اصرار بسيار دارند و براى تفهم معناى كارِ كننده كار در وضعيتى كه جامعهشناس آن را تجربه نكرده است، استفاده از شيوه «همدلى» را پيشنهاد كردهاند كه براى تفصيل آن مىتوان به آثار موجود به زبان فارسى مراجعه كرد.
٣. اطلاق و تقييد:
براى استفاده اطلاق از كلام (در مواردى كه قيد خاص بيان نشده است) شرايطى بيان شده است كه از آن، به «مقدمات حكمت» تعبير مىشود. اين تقريب، بر اين اساس استوار است كه عقلا تعهد كردهاند هرگاه، قيدى را ذكر نكنند، مراد آنان از جمله، معناى مطلق آن است.
مرحوم آخوند خراسانى، «مقدمات حكمت» را از سه عنصر زير، مركب مىدانند:
١. گوينده در مقام بيان باشد، نه در مقام اهمال و اجمال.
٢. قرينهاى متصل كه دلالت بر تقييد كند، نياورده باشد.