فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٢ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
شريعت و دخالت آن در زندگى انسان را مشخص كرد:
مسؤوليت حوزه طبيعى زندگى به خود انسان واگذار شده است. او، با نيروى شگرف عقل و ابتكار خود مشكلات طبيعى خويش را حل مىكند. و در اين راه، علوم و فنون و ابزارهايى ساخته است، تا هر چه بيشتر و بهتر بتواند طبيعت را مهار كند و مسير زندگى و رفاه خود را هموار سازد. عقل و علم براى ساختن اين حوزه زندگى كفايت مىكنند و انسان مىبايست اين راه را خود بپويد و آنقدر به آزمايش و خطا ادامه دهد، تا سرانجام مشكل خويش را چاره كند. هيچ باكى نيست از اين كه دورههاى اين آزمايش و خطا، گاه هزاران سال به طول بينجامد. چون خطاى انسان در اين حوزه از زندگى، با هدف كلّى آفرينش او، رسيدن به سعادت پيشنهاد شده از جانب دين، منافاتى ندارد، لذا تصحيح اين گونه خطاها بر عهده دين نيست و اصلاً انسان در اين زمينه نيازى به هدايت از راه وحى ندارد. بعد از دو هزارسال كه از عمر نظريه هيئت بطلميوس درباره زمين و افلاك گذشت، خطا بودن آن كشف شد و نظريه جديد كپرنيك و گاليله جانشين آن گرديد. اين خطاى دو هزار ساله و هزاران خطاى آن، كه در تاريخ تكامل علوم تجربى به چشم مىخورد، هيچ گاه سبب انحراف انسان از مسير هدايت و سقوط او از مدار انسانيت نشده و نخواهد شد. رسالت دين، آموزش علوم و فنون و روشهاى تسخير طبيعت به انسان نيست، بلكه رسالت اصلى دين هدايت انسان است در جاهايى كه پاى عقل مىلنگد و اگر هدايت نشود از مسير حق منحرف مىشود.
پس مسؤوليت حوزه طبيعى زندگى بر عهده خود انسان است، امّا او در برابر اين مسؤوليت،از حقوقى نيز برخوردار است.
حقوق طبيعى و تكوينى انسان مقدم بر حقوق تشريعى اوست. بنا به نظر استاد مطهرى:
در قرآن كريم، مكرر تصريح مىكند كه به حسب اصل خلقت، مواهب عالم براى انسان آفريده شده. پس از نظر قرآن كريم قبل از آن كه بشر بتواند فعاليتى