فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٢٨ - طواف
١٩. طمع ورود به بهشت همراه با صالحان، آرمانى مقدّس:
وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ.
مائده (٥) ٨٤
عوامل طمع
١. برق
٢٠. برق آسمان، مايه ترس و طمع براى انسان:
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً ... [١]
رعد (١٣) ١٢
٢. رحمت خدا
٢١. طمع داشتن به رحمت خدا، همراه با ترس از مقام ربوبى، از آداب دعا و نيايش:
... وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ.
اعراف (٧) ٥٦
٢٢. رحمت خداوند، موجب طمع محسنان به برخوردارى از آن:
... وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ. [٢]
اعراف (٧) ٥٦
٣. صداى نازك زنان
٢٣. خضوع زنان در گفتار، موجب طمع بيماردلان به آنان:
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً.
احزاب (٣٣) ٣٢
٤. مال
٢٤. باديهنشينان متخلّف از سفر به مكّه، در طمع غنايم جنگ خيبر، خواستار همراهى با پيامبر صلى الله عليه و آله:
سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ ....
فتح (٤٨) ١٥
٢٥. مالاندوزى، سبب طمع برخى به داشتن مال بيشتر:
عَلَى الْكافِرِينَ ... ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ.
مدّثر (٧٤) ١٠-/ ١٢ و ١٥
نيز--) حرص
طواف
طواف، به معناى چرخيدن در اطراف چيزى است و طائف به كسى مىگويند كه براى حفظ خانهها در اطراف آنها مىچرخد [٣] و در اصطلاح هفت دور (شوط) گرديدن در پيرامون كعبه معظّمه با شرايط بيان شده در شرع است. [٤] طواف، از اركان حج است كه با ترك عمدى آن، حج باطل مىشود. [٥] در اين مدخل طواف اصطلاحى، مدّ نظر و از مشتقّات «طوف» استفاده شده است.
[١] . ديدن برق از اين جهت كه سوزاننده است موجبترس است، و از اين جهت كه ديدن برق، ديدن نور و روشنايى است، موجب طمع به ديدن آن هست كه از روشنايى آن بهره جويد. (الميزان، ج ١١، ص ٣١٧)
[٢] . عبارت «رب» يا «ارباب»، به جهت خوف و ترس فقط يا به جهت طمع به خيرات فقط راه معتدل نبوده است، لذا خداوند دعوت به جمع هر دو رويّه فرموده تا هر دو صفت اصلاح شود. (الميزان، ج ٨، ص ١٦٠)
[٣] . مفردات، ص ٥٣١، «طوف»
[٤] . تحريرالوسيله، ج ١، ص ٤٢٩
[٥] . سلسلة الينابيع الفقهيّه (ارشاد الأذهان)، ج ٣٠، ص ٣١٢