ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - احدى الحسنيين ( يا حيات با كرامت انسانى و يا شهادت در راه سعادت و فضيلت انسانى - الهى ) و پاسخ به مساوى قلمداد كردن شهادت و خود كشى
شايستهء ديدن فروغ ربانى و فرشتگان مقدس در حال پرواز روح از بدن بوده باشد .
مطلب دوم - انسانى كه در چنين مسيرى از حيات خود دست برميدارد به اضافه اين كه با چشم پوشى از لذائذ متنوع زندگى و ثروت و مقام و ديگر مختصات خوشايند زندگى طبيعى روح خود را در جاذبهء كمال قرار مى دهد ، سر مشقى براى ديگر انسانهائى نيز ميباشد كه جوياى كمالات روحى هستند ، به اين معنى كه اين برندگان مسابقه در حيات معقول مى توانند ارادههاى انسانها را در گذشت از هوى و هوس و نفسانيت حيوانى بخوبى تقويت نمايند - كه آرى ، مى توان در راه عمل به اصول ارزشى از همهء لذائذ و خواستههاى حيات طبيعى محض چشم پوشى نمود .
مطلب سوم - انسانى كه با دريافت عظمت احدى الحسنيين در طلب شهادت ، كه از مختصات حيات طيبه است ، تلاش مى نمايد ، در حقيقت اثبات مى كند كه جان ، شخصيت يا روح آدمى بسيار بسيار با ارزشتر از آن است كه در مجراى مقدارى خوارك و پوشاك و لذائذ طبيعى و ناهشيارى مستهلك گردد ، زيرا اين گوهر فوق همهء قيمتها گرانتر از آن است كه در تردد ميان آخور و جايگاه دفع محتواى متعفن شكم ، از دست داده شود . اين چنين انسانى مى گويد : جان ، شخصيت يا آن روح را كه مى تواند هم صحبت مقام شامخ ربوبى شود نبايد با گلاويزى با عده اى سگ صفتان در خوردن لاشه اى از بين برد - اگر بخواهى هدف از عالم هستى و زندگى را همان تردد ميان آخور و جايگاه دفع فضولات خود تلقى كنى ، چنين هستى و زندگى ارزشى ندارد - زيرا < شعر > حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست باده پيش آر كه اسباب جهان اين همه نيست < / شعر > [١]
[١] . با نظر به بيتهاى بعدى مقصود از باده ، شراب معمولى نيست ، بلكه عامل بىاعتنائى به زرق و برق دنيا و پديدههاى فريبندهء آن است و اين احتمال در اكثر قريب به همهء ابيات حافظ و امثال او كه در درجهء بالائى از معرفت قرار دارند ، بسيار قوى است .