ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - عاشق دلباختهء جيفهء دنيا ، نمى بيند و نمى شنود ، شهوات عقلش را تباه و دنيا قلبش را ميرانده است
فراوانى از فلاسفه و عرفاء به اين سؤال پاسخ مثبت دادهاند . آنان معتقدند كه چون انسان بمقتضاى طبيعتش پيش از معقولات و ماوراى محسوسات ، با محسوسات و اشياء داراى نمود ، ارتباط برقرار ميكند ، لذا در مراحل اوليهء حركت تكاملى نخست عشق مجازى سر راه او را مى گيرد و بايد كوشش و تلاش جدى نمايد و از اين مرحله به مرحلهء والاتر كه عشق حقيقى است وارد شود . در اين مورد مسائلى بنظر مى رسد كه متذكر مى شويم :
مسألهء يكم -
مسألهء يكم - بايد تفاوت بسيار مهم گذاشت ما بين درك و دريافت جمال كه پرده ايست شفاف و نگارين كه بر روى كمال كشيده شده است و فرورفتن در اين پرده و باختن شخصيت بآن ، براى اشباع حس خودخواهى - لذا بايد گفت : درك و دريافت جمال ظاهرى براى درك و دريافت جمال حقيقى الهى ، بلى ، ولى فرورفتن در آن و باختن حيات و شخصيت بآن جمال ظاهرى ، نه هرگز .
مسألهء دوم -
مسألهء دوم - عشق مجازى با وصول به معشوق فروكش ميكند و از بين مى رود ، بلكه چه بسا مبدل به كينه مى شود ، تا كيفر فروختن جان و شخصيت را به ظواهر زيبا و خسارت قربانى كردن جان و شخصيت را به نوعى از كيفيت در اشباع غريزهء طبيعى بچشد .
مسألهء سوم -
مسألهء سوم - حتى در زمان جريان عشق ، انواعى از گريهها و نالهها و شب بيداريها و ديگر اختلالات طبيعى و روانى كه بوجود مى آيد ، خود نوعى از كيفريابى است كه آدمى بايد در برابر فداكردن با ارزشترين موجوديت خود ببيند ، اين مطلب در ابيات مولوى كه خود معتقد به مطلوبيت عشق مجازى بعنوان پل بسوى عشق حقيقى است ، چنين آمده است : - < شعر > عاشقان از درد زان ناليده اند كه نظر ناجايگه ماليده اند < / شعر > مسألهء چهارم -
مسألهء چهارم - عشق مجازى موجوديت عاشق را در صندوق كوچكى از زيبائى صورى و محسوس زندانى مى كند و همان طور كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است : فقط همان صورت محسوس را مى بيند و حيات خود را در آن خلاصه مى كند - < شعر > عاشقى كاو در پى معشوق رفت گر چه بيرون است در صندوق رفت عمر در صندوق برد از اندهان جز كه صندوق نبيند از جهان < / شعر > دريغا و صد دريغا كه -