انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
ما جز به آنچه مشاهده مىكنيم، حكم نمىنماييم. ما هر چه نگاه مىكنيم براى موجودات جهان حدوثى و ايجادى نمىيابيم. از اين رو، حكم مىكنيم كه آنها پيوسته بودهاند و اين سير و تسلسل موجودات را ادامهدار مىبينيم؛ پس حكم مىكنيم كه لايزال خواهند بود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله از آنان پرسيد:
آيا شما قدمت و ازليت يا ابديت جهان را يافتهايد؟
آنان اقرار كردند كه ما به قدمت ازلى و بقاى ابدى جهان راه نيافتهايم و آنگاه حضرت فرمود:
چگونه مدّعاى شما كه بدون مشاهده قدمت ازلى و بقاى ابدى جهان، بر ازليت و ابديت آن حكم مىكنيد به حقيقت نزديكتر خواهد بود از مدّعاى كسانى كه آنان نيز بدون مشاهده ازليت و ابديت، به حدوث و انقضاى جهان حكم مىكنند؟! «١»
بدين سان، رسول خدا صلى الله عليه و آله با اين گفتار ژرف، از آنان اعتراف گرفت كه از روى ظنّ و گمان سخن مىگويند و براى اثبات مدّعاى خود هيچ دليل و برهانى در دست ندارند.
چگونه مىتوان نيافتن خدا با حواسّ مادّى را دليل نبودنش پنداشت؟! كسى كه چنين ادّعا مىكند، بايد بتواند نخست همه جاى جهان را با حواسّ خود بجويد و سپس ادّعا كند كه با حواسّ خود خدا را نيافته است و البته اين كار نيز سودى به هم نمىرساند؛ زيرا او با ابزارى در پى خداوند رفته است كه براى يافتن آن وجود والاى غير مادّى ناتوان است و تنها مىتواند به آنچه در قلمرو مادّه مىگنجد، راه يابد. خداوند را بايد با وسيلهاى يافت كه شايسته يافتن او است و آن چيز عقل و خرد است كه آفريدگار توانا، از روى ح
انديشه دينى ٥٥ علل گرايش به مادىگرى ..... ص : ٥٤
كمت، توان يافتن خويش را به آن گوهر ارزشمند ارزانى داشته است؛ چنان كه امام على عليه السلام مىفرمايد:
«لا تَسْتَطيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرينَ جَحْدَهُ.» «٢»