ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢٥ - باب(١٧) در بيان شمهاى از فضائل و مناقب و خصال پسنديده آن بزرگوار كه بدان وسيله برتريش بر ديگران آشكار شد
ما را پامال نكن، حضرت همچنان سواره پيش رفت تا بنزد او رسيده پياده شد و نزد آن مرد نشست و با خوشروئى شروع بشوخى و خنده با او كرد و باو فرمود: چه مبلغ خرج اين كشت و زرع كردهاى؟ گفت:
صد دينار، فرمود: چه مبلغ اميد دارى كه از آن بدستت رسد و عايدت گردد؟ گفت: من علم غيب ندارم (كه چه اندازه عايدم مىشود)! حضرت فرمود: من گفتم: چه مبلغ اميد دارى بتو برسد (و نگفتم:
چه مبلغ بتو خواهد رسيد)؟ گفت: اميد دارم دويست دينار از اين مزرعه عايد من شود، حضرت كيسه در آورد كه سيصد دينار در آن بود، و فرمود: اين را بگير و كشت و زرع تو نيز بهمين حال براى تو باشد و خدا آنچه اميد دارى از آن عايدت گرداند، راوى گويد: آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسه زد و درخواست نمود از بىادبيها و بدزبانيهاى او درگذرد، موسى بن جعفر ٧ لبخندى زده باز گشت، (اين جريان گذشت تا اينكه روزى) حضرت بمسجد رفت و آن مرد عمرى هم نشسته بود، همين كه نگاهش بآن حضرت افتاد گفت: «خدا ميداند رسالت خويش را در چه خاندانى قرار دهد» رفقاى آن مرد بسرش ريخته گفتند: داستان چيست؟ تو كه جز اين در باره اين مرد ميگفتى؟ (و هر گاه او را ميديدى دشنام و ناسزا ميگفتى چه شد كه اكنون يكسره عوض شدى و او را مدح و ستايش ميكنى؟) گفت: همين است كه اكنون گفتم و جز اين چيزى نگويم و شروع كرد بدعا كردن در باره موسى بن جعفر عليهما السّلام آنان با او ببحث و گفتگو پرداختند و او بهمان گونه پاسخشان ميداد، همين كه حضرت بخانه بازگشت بآن كسانى كه از او اجازه كشتن آن مرد عمرى را خواسته بودند فرمود: كدام يك از اين دو راه بهتر بود آنچه شما ميخواستيد يا آنچه من انجام دادم؟ من كار او را با آن مقدار پولى كه ميدانيد سر و صورت داده و بدان وسيله خود را از شر او آسوده ساختم.
و گروهى از دانشمندان گفتهاند كه: احسان و بخشش حضرت موسى بن جعفر ٧ از دويست