ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - ١ - جهل بسيط با بيطرفى از متعلق آن
مقدار اهميت حقيقت مجهول دارد .
مسلم است كه هر انسانى در هر حالى كه باشد مجهولاتى دارد كه او را احاطه كرده است و با توجه به اندك بودن معلومات ما در بارهء « خويشتن » ، « خدا » ، « جهان هستى » و « همنوعان خود » چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد به كثرت مجهولات خود اعتراف كنيم و اين اعتراف با اشكال گوناگون از همهء متفكران و صاحبنظران قرون و اعصار مشاهده شده است ، مگر اين كه متفكر در مراحل پايين علم از اندوختههاى محدود در علم خود راضى شده باشد حال ببينيم ملاك و مبناى بزرگى و كوچكى ضرر جهل چيست اين ملاك و مبنا مربوط به هويت و ارزش حقيقتى است كه مجهول است . كسى كه نمى داند شمارهء آجرهاى ساختمانى كه در آن نشسته است چند عدد است و هيچ مسئله اى هم در بارهء شمارهء آن آجرها متوجه او نيست ، ضررى را از اين جهل مشاهده نمى كند .
همچنين كسى كه نمى داند شمارهء ريگهاى بيابان شهرى كه در آن زندگى مى كند چقدر است هيچ زيانى به سبب اين جهل متوجه او نمى شود ، ولى در صورتى كه اگر به مقدار مخارج زندگى خود عالم نباشد ، ممكن است به جهت كمى عائداتى كه دارد از اين راه ضررى براى او وارد گردد و اين ضرر كم يا بيش زندگى او را مختل سازد . بالاتر از اين ، اگر آدمى در زندگى نداند كه هدف زندگى او چيست و چيست آن آرمان مقدس كه بايستى زندگى خود را بر محاسبهء آن استوار بسازد ، ضرر معنوى و ارزشى بزرگى براى او متوجه مى گردد . كسى كه خدا را نمى شناسد و به اهميت خداشناسى و خدايابى جاهل است ، مخصوصا در صورتى كه جهل او جهل مركَّب باشد ، ضرر او يك زيان و آسيب معمولى نيست ، بلكه خسارت همهء زندگى او را فراهم مى آورد . و اگر شخصيتى نافذ و مورد توجه در جامعه باشد ، قطعى است كه ارتباط او با افراد جامعه بر مبناى هيچ ارزش انسانى استوار نمى باشد . كسى كه خدا را نمى شناسد و اهميت آگاهى او را بر زندگانى