ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - ١ - جهل بسيط با بيطرفى از متعلق آن
ارزشيابى مخصوصى هم ندارد ، بطورى كه اگر مجهول او حل شود ، متعلق جهل او روشن شود . موضعگيرى صحيحى در برابر آن اتّخاذ مى نمايد . اين دسته از جهّال ( نادانان ) با ارتباط صحيح با عالمان و صاحبنظران مطَّلع ، از جهل گريخته و به علم پناهنده مى شوند .
٢ - جهل بسيط با توجه به اهميت متعلق آن
٢ - جهل بسيط با توجه به اهميت متعلق آن ( آنچه كه مجهول است ) انسان در چنين موقعيتى اگر از تأثير عوامل محيطى اعم از طبيعى ، اجتماعى ، سياسى و فرهنگى در امان باشد ، مخصوصا از سلطه گرى قدرتمندان قدرت پرست ، در امان باشد ، قطعى است كه به جهت توجهى كه به اهميت متعلق جهل ( مجهول ) دارد ، براى مبارزه با جهل و تحصيل علم در بارهء آن موضوع مجهول ، به تلاش و تكاپو خواهد پرداخت . زيرا غريزهء ارتباط با واقعيات ، يك غريزهء اصيل است كه ناشى از اشتياق عميق آدمى به برقرار كردن رابطه با خود واقعيات مى باشد ، نه واقعيات ساختگى .
٣ - جهل بسيط با توجه به اهميت متعلق آن با وجود مانع براى برطرف كردن آن .
٣ - جهل بسيط با توجه به اهميت متعلق آن با وجود مانع براى برطرف كردن آن .
مانند ناتوانى از بدست آوردن وسائل علم ، عدم اهتمام مديريتهاى جامعه براى رها ساختن افراد از بيمارى جهل و بالاتر از همه كه آنرا بايد در جدول عوامل وقيح قرار داد ، امتناع ورزيدن مديريتهاى خودكامه و خودخواه جامعه است كه وحشت شديد از بيدارى و آگاهى افراد جامعهء خود دارند ٤ - جهل مركب
٤ - جهل مركب عبارتست از آن نادانى كه جاهل با فرو رفتن در ظلمات جهل ، گمان مى كند يا يقين دارد كه عالم است اگر كسى نام اين جهل را بيمارى كشندهء نفس بنامد ، چنين كسى از گروه خوشبينان است و اگر كسى بگويد : اين جهل ، قاتل نفس آدمى و در صورت تأثير شخصيت او در جامعه قاتل نفوس آدميان است ، با نظر به نتايج ضد انسانى كه اين بيمارى جهل دارا مى باشد ، سخنى مطابق حقيقت گفته است . اكنون اين مسئله پيش مى آيد كه آيا اين بيمارى ( جهل مركب ) يك عارضهء مخصوصى است بدون اين كه