ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام و صاحبنظران و محدثان بزرگ اسلامى
خبر اول : « يا على ، خداوند تو را با زينتى آراسته است كه بندگان خود را با بهتر از آن ، نياراسته است : اين زينت ابرار ( صالحترين نيكوكاران ) در نزد خداوند متعال است ، پارسايى در دنيا ، تو را توفيق داده است كه چيزى از دنيا را نگيرى و محبت بينوايان را به تو عنايت فرموده است كه تو را به پيروى آنان از تو و رضايت آنان به امامت تو ، راضى و خشنود ساخته است . » احمد بن حنبل در كتاب مسند جملهء بعدى را اضافه نموده است : « پس خوشا كسى كه تو را دوست دارد و واى بر كسى كه تو را دشمن بدارد و حقايق را در بارهء تو تكذيب كند . » [١] خبر دوم : پيامبر ( ص ) به گروهى از قبيلهء ثقيف فرمود : اسلام بياوريد در روايتى ديگر ( از تبهكاريهايتان دست برداريد ) و الَّا مردى را به طرف شما كه از من است يا مساوى با من است [ عديل نفسى ] مى فرستم كه شما را شكست بدهد ( بكشند جنگجويانتان را و اموالتان را بگيرد ) عمر گفته است : من فرماندهى را هرگز تا آن روز آرزو نكرده بودم و سينه براى اين كار جلو مى آوريم به اين اميد كه بگويد : آن شخص اين است .
سپس دست على ( ع ) را گرفت و دوباره فرمود : او اين است . « ابو ذر گفت : طولى نكشيد از پشت سر خنكى دست عمر را به كمرم احساس كردم ، به من گفت : به نظر تو پيامبر چه كسى را قصد كرده است به او گفتم : مقصودش تو نيستى و جز اين نيست كه او وصله كنندهء كفشش ( على بن ابي طالب عليه السلام ) را قصد كرده است و او دوباره اشاره به على ( ع ) كرد . [٢] خبر سوم : « ابو نعيم از ابو برزهء اسلمى » پيامبر فرموده است : خداوند متعال در بارهء على عهدى فرموده است ، عرض كردم اى پروردگار من ، براى من بيان فرما ، خداوند فرمود :
[١] . حافظ ابو نعيم در كتاب معروفش حلية الاولياء
[٢] . اين روايت كه مجموع دو متن است ، احمد در كتاب مسند و فضائل على ( ع ) آورده است .