ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - نوع دوم
شدن بعد سياسى انسان در اسلام كافى است .
توضيح بيشتر در حقايق و واقعيات سياسى در مباحث بعدى خواهد آمد . در اينجا فقط اشاره مى كنيم به اين كه آياتى در قرآن مجيد دلالت بر اين دارد كه يكى از مهمترين بلكه به يك معنى مهمترين هدف رسالت پيامبران الهى از ديدگاه اسلام قيام مردم جوامع بر مبناى قسط و عدالت مى باشد . به عنوان نمونه : ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) [١] ، « ما تحقيقا رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان نازل نموديم تا مردم به قسط ( عدالت ) قيام نمايند . » گفته شده است البته ما با نوعى از جريان تاريخى روياروى هستيم كه لازم است آن را مورد علت يابى قرار بدهيم .
جريان اين است كه آن اهميتى كه در مسائل و اصول فلسفهء سياسى اسلام وجود دارد ، غالبا نه طرح علمى و فقهى مشروح داشته است و نه عملا مورد تبعيت قرار گرفته است . علت اين جريان چه بوده است اولا بايد در نظر داشت كه حكومتها و زمامدارانى كه بر مبناى مكتب اهل تسنن دست اندركار بودهاند ، مسائلى از اسلام با پيروى از تفكرات اهل تسنن در سياست را مراعات مى كردند ، ولى بدان جهت كه در اكثر دورانها و جوامع اسلامى تا دوران متأخر ، مكتب تشيع قدرت بروز عملى در مسائل سياسى را نداشته است ، لذا فقهاء و صاحبنظران ضرورتى در بحث و تحقيق اصول و مسائل سياسى احساس نمى كردند ، ولى همان گونه كه مشاهده مى كنيم ابوابى در فقه و فلسفه و كلام مطرح و مورد تحقيق قرار مى گرفته است كه اهميت حياتى تفكر در سياست جامعه و ادارهء شئون اجتماع را با كمال وضوح اثبات مى كند . مقدارى از اين مبحث را در تفسير فرمان مبارك امام على ( ع ) به
[١] . الحديد ، آيه ٢٥ .