ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩ - حادث بودن همهء كائنات دليل بر ازلى و قديم بودن خدا است
برهان جهانى است كه همان پى بردن از معلولها به علت نخستين و از ممكنات به واجب است و ليكن بر فرض اين كه اين فهم ما درست باشد ، از كجا كه آن وجود واجب خداى منظور ما است و به چه دليل خداى وحدت وجوديان نباشد يا مجموع موجودات يعنى جهان واجب نباشد مگر اين كه وجود واجب و علت نخستين را مستلزم كمال بدانيم در اين صورت برمى گرديم به برهان وجودى كه حالش معلوم شد . » [١] انتقادى كه به نقد كانت در بارهء برهان دوم وارد است ، اينست كه او در اين كه برهان « علَّيّت » ما را به وجود واجب كه خداى منظور ارباب اديان و حكماء است ، برساند ، ترديد مى كند ، در صورتى كه برهان مزبور همان واجب الوجود را كه منظور اكثريت ملل و اقوام و حكماء است اثبات مى نمايد ، زيرا براى مكتب وحدت وجودى مخصوصا مكتبى كه بالاخره منتهى به وحدت موجودى مى گردد ، از قانون عليت استفاده نمى شود و همان گونه كه صدر المتألهين در اسفار مى گويد : « فصلى است در عدم بودن ممكنات بحسب اعيان ماهيات آنها گويا تو از مطالب گذشته كه گوشزد شد ، به توحيد خاصّ ايمان آوردى و تصديق نمودى كه وجود ، حقيقت واحده ايست كه عين حق است و براى ماهيات و اعيان امكانى ، وجود حقيقى نيست ، بلكه موجوديت آنها به جهت تلون و نورانى بودن آنها با نور وجود است و اين كه ممكنات مى توانند تحقق معقولى داشته باشند ، نوعى از انواع ظهور وجود و طورى از اطور تجلى آن حقيقت واحده است و آنچه كه در پديدهها و ماهيات آشكار است و در همهء شئون و تعينات ديده مى شود ، نيست مگر حقيقت وجود ، بلكه وجود حق بحسب تفاوت پديدهها و تعدد شئون و تكثّر حيثيات او . . . » [٢] و نيز مى گويد : « و إذ قد انكشف أنّ كلّ ما يقع اسم الوجود عليه و لو بنجو من الأنحاء
[١] . سير حكمت در اروپا ، فروغى ، ج ٢ ص ١٥٥ .
[٢] . اسفار ، سفر اول از الهيات ، ص ٢٩٢ ، صدر المتألهين .