ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٤ - مسئلهء سوم
گاهى سياستمداران عوام گمان مى كنند كه دين را وسيله اى براى حكومت خود استخدام نمايند . نه هرگز ، زيرا دين براى هويت خود جوامع و دولتها مورد نياز بلكه فوق نيازمنديهاى معمولى است . احتياج به دين بيش از آن است كه به عنوان عامل تنظيم زندگى تلقى گردد . البته با داشتن دو بعد ذاتى و وسيله اى مى تواند در اصطلاح و تنظيم جامعه نيز مؤثر باشد . . . دين در صورتهاى گوناگون تعقل انسانى ، مترجم طبيعى خالص و عميقترين بيان كنندهء واقعيات است . انسان همهء حقائق الهى ( مانند انبياء و اولياء ) را مقدس مى شمارد چنانكه پدرش را . انسان موجودات الهى را به عنوان منبع مقدس براى همهء خيرات ، مخصوصا براى فضيلت و عقل تقديس مى نمايد .
دولت آن چنان كه افلاطون آن را دريافته است ، جمعى از مردم است كه [ از ديدگاه انسانيت ] مساوى و آزادند . اين مردم كارها و فهم و هشياريهاى خود را در ميان خويشتن مورد بهره بردارى قرار مى دهند و همه آنان بذرها ( استعدادها ) ى الهى را كه نفوس انسانها آنها را در خود دارند ، مى رويانند ، آنان با پيمانهاى برادرى به يكديگر مربوط مى شوند و براى بقاء نظام كشور ، زمامداران منوّر خود را اطاعت مى كنند كه داراى ملاحظات و احتياط دقيق مى باشند . اينان زمامدارانى هستند كه خود مردم براى حكومت انتخاب نمودهاند . اين زمامداران كسانى هستند كه يك تربيت صادقانه آنان را براى فضائل و همهء علوم ( مربوط به كارشان ) ساخته و پرداخته است . آنان زندگى مقدس خود را در مقابل ديدگان موجودات مقدس الهى سپرى مى كنند .
لزومى ندارد دولتى كه براى بقاء صلح و اتّحاد در داخل كشور خود مرتب و منظم گشته است ، همواره با كشورهاى همسايهء خود را با آنچه كه در درونش به وجود آمده است ( اتحاد و ميل اكيد به صلح و صفا ) سخن بگويد ، اين دولت بايد دائما در حال آمادگى براى جنگ دفاعى در مقابل هجوم ديگر كشورها آماده باشد و حمايتگران