ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٨ - ٥ وجوب وفاء به پيمانها ،
بغير نفس أو فساد فى الأرض فكَّانّما قتل النّاس جميعا . . . ] ٢ - ٩١ - حدود بمجرّد شبهه ، ساقط مى گردد .
تدرء الحدود بالشّبهات ١ - ٩٢ - در قتل خطائى ديه بر عاقله است .
ألدّية فى القتل الخطائى على العاقلة ٤ - ٩٣ - در قتل عمدى ، كيفر يكى از سه امر است : قصاص ، ديه ، عفو [١] . فى القتل العمدى أحد الأمور الثّلثة القصاص أو الدّية أو العفو .
٥ - ٩٤ - حكومت يعنى در هر مورد تلف يا جراحتى كه نصى براى ديه و يا ارش آن نشده است ، قاضى آنرا تعيين مى كند .
٦ - ٩٥ - مسئوليت كيفر ، شخصى است . لا تزر وازرة وزر أخرى و اين منافاتى با ديهء قتل خطائى بر عاقله است ندارد ، رجوع كنيد به همين قاعده .
[١] . مى توان گفت : يكى از محكمترين قضاياى عقلى در فقه اسلامى ، كيفر عمدى است كه قصاص يكى از سه كيفر قرار داده شده است . همان طور كه خداوند شارع اعظم فرموده است : ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ ) ( براى شما در كيفر قصاص براى قتل عمد ، حياتى است اى خردمندان ) اگر براى مردم جامعه روشن شود كه در صورت ارتكاب قتل ، حيات خود قاتل در معرض نابودى قرار مى گيرد ، ارزش و عظمت جانهاى آدميان را از به خطر افتادن جان خود ، بهتر مى فهمد . اين كه بعضى از سطح نگران در دوران معاصر ، كيفر قصاص را صحيح نمى دانند و از روى تقليد از نظريات برخى مغرب زمينىها ، مى گويند : حال كه يك نفر كشته شده است ، براى چه نفر دوم نيز كشته شود . . . اينان نمى فهمند كه تأثير قصاص در جلوگيرى از ارتكاب قتل ديگران يا اقدام به خود كشى چه قدر با اهميت است . وقتى كه مردم چنين تلقى كنند كه كشتن يك انسان بيگناه هم يكى از آن جرمها است كه بدون مقابله به مثل از طرف جامعه ، مى توان خود را نجات داد ، ارزش حيات به پايينترين درجه خود سقوط مى كند ، يعنى جان چيزيست كه يك مقدار پول يا چند روز زندان مى تواند خسارت نابودى آنرا جبران كند