ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد
اجتماعى مقامات فرهنگى و تعليم و تربيت است كه بشر را آمادهء استفاده از قوانين و مقررات مفيد نمى نمايند . پاسخ اين اشكال باين ترتيب است كه قوانين الهى كه بوسيلهء پيامبر اسلام ابلاغ شده است ، همان گونه كه تنظيم زندگى اجتماعى انسانها را بعهده گرفته است ، تعليم و تربيتهاى اخلاقى و عرفانى مثبت را هم هدف گيرى نموده است . و اين يك اصل كاملا مسلم مكتب اسلام است كه حقوق و اقتصاد و اخلاق و فرهنگ در تمامى مظاهر و نمودهايش هماهنگ و در وحدتى بسيار والا با يكديگر منسجم مى باشد ، در صورتى كه قوانين و مقررات ساختهء اطلاعات و تمايلات بشرى جز امكان پذير ساختن زندگى دسته جمعى هدفى ديگر منظور نكرده است و از آن جهت كه با همين هدف گيرى كه دارد ، ديگر ابعاد انسانى را از قلم مى اندازد ، بلكه در مواردى فراوان چهرهء مخالف با آن ابعاد ( مانند مذهب ) بخود مى گيرد . لذا در خود همان هدفگيرى هم موفقيت بسيار ناچيزى بدست مى آورد و نا چيزى موفقيت آن هم ناشى از اينست كه عناصر نژاد و قوميت چنان در آن قوانين ريشه دار است كه انسان بعنوان يك هويت عام نمى تواند بديگر افراد نوع بشرى تطبيق گردد . و بعبارت كاملا ساده ، محصول ضمنى قوانين بشرى - انسان يعنى همين نژاد و قوم و بس ٣٥ ، ٤١ - ما بالكم تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه ، و لا يحزنكم الكثير من الآخرة تحرمونه و يقلقكم اليسير من الدّنيا يفوتكم ، حتّى يتبيّن ذلك فى وجوهكم ، و قلَّة صبركم عمّا زوى منها عنكم كأنّها دار مقامكم ، و كأنّ متاعها باق عليكم ( چه شده به شما كه از اندكى از دنيا كه بيابيد شادمان مى شويد ، ولى بسيارى از آخرت كه از آن محروم مى گرديد شما را اندوهگين نمى سازد و چه شده است به شما كه اگر اندكى از دنيا از شما فوت شود پريشان مى گرديد تا آنجا كه در صورتهايتان نمودار مى شود و تحمل شما در بارهء چيزى از دنيا كه از شما دور شده است كم مى گردد ، گويى اين دنيا اقامتگاه ابدى و متاع آن براى شما پايدار خواهد ماند . )