ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - ايمانى به خدا بياوريم كه مانند ايمان غيب ديدگان باشد و پاك از شرك و شك
ماست . همان گونه كه استعدادها و قابليتهاى ما را از عدم به وجود آوردى ، همان گونه مى توانى خطاها و انحرافاتى را كه در بكار انداختن آنها مرتكب شدهايم و همهء آنها را با علم ربوبى خود مى دانى و در نامهء اعمال زندگى ما هم ثبت شده است ، تغيير بدهى و اصلاح فرمايى .
< شعر > اى خداى پاك و بى انباز و يار دستگير و جرم ما را در گذار ياد ده ما را سخنهاى رقيق كه ترا رحم آورد آن اى رفيق هم دعا از تو اجابت هم ز تو ايمنى از تو مهابت هم ز تو گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن مصلحى تو اى تو سلطان سخن كيميا دارى كه تبديلش كنى گر چه جوى خون بود نيلش كنى اين چنين مينياگريها كارتست وين چنين اكسيرها ز اسرار تست < / شعر > ١١ ، ١٤ - و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب ، و وقف على الموعود إيمانا نفى إخلاصه الشّرك ، و يقينه الشّكّ ( و ايمان به او مى آوريم ايمان كسى كه غيبها را ديده ، و به آنچه وعده شده آگاه گشته است ، ايمانى كه اخلاصش شرك را نفى نمايد و يقينش شك را ) ايمانى به خدا بياوريم كه مانند ايمان غيب ديدگان باشد و پاك از شرك و شك .
عظمت و ارزش ايمان بستگى به آن حقيقتى دارد كه منشأ بوجود آمدن ايمان است .
خداوند در بارهء آن اعراب كه مى گفتند ما ايمان آورديم ، به پيامبرش فرمود : به آنان بگو ، شما اسلام آوردهايد و هنوز ايمان در دلهاى شما نفوذ نكرده است - ( قالَتِ الأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) [١]
[١] الحجرات آيه ١٤ .