ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٦ - مختصات صيانت تكاملى ذات
است كه دعوت كننده بسوى تقوى كه دو حجت ظاهرى و باطنى ( پيامبران و اوصياء در ظاهر و عقل سليم و وجدان پاك در باطن ) است ، اين عامل سازنده را براى همه ابلاغ نمودهاند و از طرف ديگر ، شنونده و پذيرندهء اين عامل سازنده بحد كمال خود رسيده و رستگار شده است .
٢٦ ، ٣٣ - عباد اللَّه ، إنّ تقوى اللَّه حمت أولياء اللَّه محارمه ، و ألزمت قلوبهم مخافته ، حتّى أسهرت لياليهم ، و أظمأت هواجرهم ، فأخذوا الرّاحة بالنّصب ، و الرّىّ بالظَّمإ . و استقربوا الأجل ، فبادروا العمل ، و كذّبوا الأمل فلاحظوا الأجل اى بندگان خدا ، قطعى است كه تقواى الهى اولياى خدا را از ارتكاب محرماتش باز مى دارد و خوف الهى را به دلهاى آنان ملازم مى نمايد تا آنانرا به بيدارى در شب و به تحمل تشنگى در روزهاى گرم وادار كرد . آنان آسايش در آخرت را با قبول مشقت در دنيا بدست آوردند . و سزايى [ از چشمه سارهاى ابديت را ] با قبول تشنگى در اين دنياى گذران دريافتند هم آنان پايان عمر را نزديك تلقى نمودند و در نتيجه به عمل پيشدستى كردند و آرزو را تكذيب و پايان روزگار عمر را كه مرگ است ، ديدند ) مختصات صيانت تكاملى ذات امير المؤمنين عليه السلام در سخنان مباركشان بطور فراوان به تقوى و مختصات آن اشاره فرموده است . ما در تفسير جملات فوق ، نخست يك مقدمهء مختصر در توضيح اصرار بسيار فراوان آن حضرت به تحصيل تقوى بيان مى نمائيم و سپس مختصاتى را كه در اين خطبه براى تقوى فرمودهاند متذكر مى شويم .
مقدمه اينست كه در طول تاريخ و در جوامع بشرى شمارهء آنان كه به عظمت نفس ( ذات ) آدمى پى برده باشند بسيار اندك است . جريان امر چنين است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم بدون اطلاع حقيقى از عظمت نفس و استعدادها و سرمايههاى فوق