ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - ترجمهء خطبهء صد و بيست و يكم
ترجمهء خطبهء صد و بيست و يكم و از خطبه ايست از آن حضرت پس از واقعهء ليلة الهريرمردى از ياران آن حضرت برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ما را نخست از پذيرش حكميت نهى فرمودى ، سپس ما را به آن دستور دادى ما نفهميديم كه كدام دستور شما درستتر است امير المؤمنين عليه السلام يكى از دو دست مبارك را بر ديگرى زد و سپس فرمود : اينست مجازات كسى كه رأى محكم را رها كند آگاه باشيد ، سوگند بخدا ، اگر در آن هنگام كه شما را تكليف به كارى كردم ، شما را به پذيرش و عمل به آنچه كه ناگوار بود و خدا در آن امر ناگوار خير قرار داده بود ، وادار مى كردم اگر در راهى كه من ارائه كردم استقامت مى ورزيديد ، شما را ارشاد مى نمودم و اگر از آن راه منحرف مى شديد ، شما را به راه راست بر مى گرداندم و پا بر جا مى نمودم و اگر امتناع مى كرديد ، وضع شما را تدارك مى كردم و اين كارى بود محكم ولى اين اقدامات بوسيلهء چه كسى و براى چه كسى مى خواهم بيماريهاى جامعه را بوسيلهء شما مداوا كنم در حالى كه درد من شماييد [ كار من و شما ] مانند كسى است كه مى خواهد خارى را كه در عضوى فرو رفته باشد بوسيلهء خارى [ از پايش ] در آورد در حالى كه مى داند كه ميل خار به خار است خداوندا ، طبيبان اين درد سخت به ملال افتادند و كشندگان آب با طنابها از چاهها خسته و درمانده گشتند كجا رفتند آن قومى كه دعوت به اسلام شدند ، آنرا پذيرفتند قرآن را خواندند با كمال قدرت و استقامت عمل كردند به جهاد با دشمنان تحريك شدند ، همانند اشتياق شتران شيرده به فرزندانشان ، به هيجان در آمدند شمشيرها از نيامها كشيدند [ و در اشاعهء اسلام ] دور زمين را دسته دسته و صف به صف بر مردم احاطه نمودند بعضى از آنان رفتند و