ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - مورد يازدهم - امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام شير حق است
اسد اللَّه و اسد رسوله اين دو اضافه اثبات مى كند كه شجاعت امير المؤمنين عليه السلام فقط يك قدرت طبيعى محض نيست كه بر سر ضعفا فرود مى آيد و آنان را از ميدان زندگى بيرون مى كند و عرصه را براى تاخت و تاز قوى آماده مى سازد . و يقينى است كه امير المؤمنين عليه السلام نه در صدد تحصيل چنان قدرتى بود و نه اجراى چنان قدرتى را به صلاح بشر مى دانست . قدرت و شجاعت و همت امير المؤمنين عليه السلام همان گونه كه از گفتارش و كردارش بر مى آيد ، وابسته به قدرت و ادارهء خداوندى بود - شير خدا ، ( شير ربانى ) و بهمين جهت است كه هيچ گونه تزاحم و تضادى با لطف و رحمت و محبت و داد على در عاليترين درجه نداشت - < شعر > على عالى اعلى كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر به خارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد < / شعر > جدا قمى در بيت سوم مى گويد :
< شعر > عاقبت بينى مكن تا عاقبت بينى شوى تا چو شير حق شوى اندر شجاعت لا فتى < / شعر > منظورش از نهى از عاقبت بينى ، آينده نگرى معقول نيست ، زيرا آينده نگرى با اين هدف كه انسان مقدمات حركت در مسير خيرات و اجتناب از ورود به پرتگاه شرور را كه نهالهاى آنها امروز كاشته مى شود و در آينده به بار مى نشيند ، بداند تا براى تنظيم موقعيت خود با آنچه كه پيش خواهد آمد ، آماده شود . و اين معنى غير از ادعاى علم و قدرت است در بارهء هر آنچه كه پيش خواهد آمد ، زيرا چنين علم و قدرتى در اختيار هيچ كس جز خداوند سبحان و كسانى كه خدا درهاى آينده را بر روى آنان بگشايد نيست . بنا بر اين ، آدمى براى اين كه با نور الهى آينده بين باشد ، ضرورى است كه از تكيه به خود و معلومات و حدس و استنباطهاى ناقص خويش خوددارى نمايد .
اين همان عاقبت بينى است كه شير حق و شايستهء بر حق لا فتى الا على از آن برخوردار