ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - اگر بشر خدا را بشناسد و دريابد
( ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً ) [١] ( چه شده است بر شما كه توجه و اميد و تذكرى به عظمت و وقار خداوندى نداريد . ) اگر بشر خدا را بشناسد و دريابد عنوان بحث ما اينست كه « اگر بشر خدا را بشناسد و دريابد » نه اين كه خدا را از روى تقليد بخواند و توجهى مبهم به او داشته باشد . براى اين كه مقصود ما روشن شود اين سه بيت زير را مى آوريم :
< شعر > خدا خوان تا خدادان فرق دارد كه حيوان تا به انسان فرق دارد بدينسان از خدادان تا خداياب ز انسان تا به سبحان فرق دارد محقق را مقلد كى توان گفت كه دانا تا به نادان فرق دارد < / شعر > آيا اين آرزو براى ابد در دل خدا شناسان و خدا يافتگان واقعى خواهد ماند آيا روزى فرا نخواهد رسيد كه انسانهاى آگاه و خردمند چونان حكيم و عارف حقيقى روى زمين را مانند رصدگاهى ببينند كه به سوى بىنهايت نصب شده و انسانها از نقطههاى مختلف اين رصدگاه عظمت و فروغ ربوبى را در مى يابند اين كه چنين روزى فرا خواهد رسيد پيش از بوجود آمدن يك دولت جهانى الهى كه انسانهاى الهى در رأس آن قرار بگيرند و به اضافهء تنظيم زندگانى اجتماعى آنان ، حيات معقول و طيبه و مستند به برهان روشن ربوبى آنان را نيز فراهم بياورند ، بسيار بعيد بنظر برسد [ اگر امكان ناپذير نباشد ] بنا بر اين ، با شرائط و عواملى كه بر بشر امروزى حاكم است ، چنين انتظارى نمى رود كه كمال بشرى بحدى برسد كه خدا را بشناسد و دريابد و مطابق اين شناخت و دريافت هم حركت كند . اما آنچه كه مورد توقع و انتظار است ، اينست كه حد اقل مردم روى زمين بآن حد از سقوط نرسند كه خدا براى آنان يا اصلا مطرح نباشد و يا بعنوان زينت زندگانى طبيعى مطلوب واقع گردد و يا مستند به تقليد از فرهنگ رسوبى نياكان بوده و اين مردم به كلى از شناخت و دريافت حقيقى خدا دور و محروم باشند . حال اين سؤال پيش مى آيد كه آيا بشر را
[١] نوح آيه ١٣