ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - همان گونه كه مقامات عاليهء بهشت براى مغزهاى معمولى بشر قابل درك نيست ، همچنان درك انواع عذابها و سختىهاى دوزخ نيز براى آنها امكان پذير نمى باشد
ديد مطلب اين نيست كه ما بايد بنشينيم و براى هر يك از حوادث و پديدهها و روابط بسيار متنوع زندگى خود در ارتباطات چهارگانه ، بطور مستقل بينديشيم و اصول اوليه و ثانويه اى جداگانه استنباط و تصفيه كنيم و آنها را فقط براى يك موقعيت معين بكار ببريم ، بلكه مطلب اينست كه ما بايد همواره با يك آگاهى و هشيارى ارتكازى در بارهء اصول اوليه و ثانويهء حوادث و پديدهها . . . كوشش جدى در تطبيق و تحقيق آنها بر يكديگر بنمائيم ، و در هر موقعيت با آگاهى و هشيارى تازه تر كه چه بسا موجب تجديد نظر در اصول حياتى ما در ارتباطات چهارگانه باشد ، زندگى كنيم . تا اينجا مطالبى كه متذكر شديم مى توانند در فهم كلام امير المؤمنين عليه السلام مفيد باشند .
١٣ ، ١٦ - و اتّقوا نارا حرّها شديد ، و قعرها بعيد ، و حليتها حديد ، و شرابها صديد ( و بپرهيز از آتشى كه حرارتش سخت است و ژرفاى آن دور ، و زينتش آهن ، و آشاميدنى آن زردابى است [ بس ناگوار ] ) همان گونه كه مقامات عاليهء بهشت براى مغزهاى معمولى بشر قابل درك نيست ، همچنان درك انواع عذابها و سختىهاى دوزخ نيز براى آنها امكان پذير نمى باشد در روايتى معتبر در توصيف نعمتها و مقامات بهشتى چنين آمده است : فيها ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ( در آن بهشت نعمتها و مقاماتى وجود دارد كه نه چشمى آنرا ديده نه گوشى آن را شنيده و نه بر قلب بشرى خطور كرده است ) استدلالى يا توضيحى كه باين قضيه مى توان بيان كرد ، اينست كه هر گونه عوامل لذت و انبساط و ابتهاجى كه در اين دنيا نصيب بشريت مى گردد ، اگر از مقولهء ماده و ماديات باشد ، روشن است كه با آن نعمتها و مقامات بهشتى قابل مقايسه نمى باشد ، زيرا عوامل لذت و انبساط و ابتهاج بهشتى دور از نواقص و عيوب و محدوديتهاى عوامل لذت اين دنياى مادى است كه موجب آميخته شدن لذائذ اين دنيا با آلام