ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣ - ترجمهء خطبهء صد و سيزدهم
ترجمهء خطبهء صد و سيزدهم و از خطبه ايست از آن حضرت عليه السلام در سرزنش دنيا و من شما را از دنيا بر حذر مى دارم ، زيرا اين دنيا شايستهء استقرار براى سكونت نيستو خانه اى نيست كه بتوان اميد عامل حيات [ دايمى ] به آن بست آراسته با نمودهاى فريبايش ، و فريبنده با آرايش بى اساسشسرايى است موهون و محقر در نزد پروردگارشكه حلالش را با حرامشو خيرش را با شرو زندگىاش را با مرگو شيرينش را با تلخش در آميخته استخداوند متعال اين دنيا را براى اولياء خود صاف [ و بدون مشكلات ] مقرر نفرموده و براى دشمنانش امساك از آن ننموده استخير اين دنيا ناچيز استو شر آن هميشه حاضرجمع شده اش رو به فناستو ملكش ربوده شدنىو آبادش رو به ويرانىپس چيست نفع آن خانه اى كه از بنيادش شكسته مى شودو چه منفعتى است در عمرى كه در اين دنيا مانند فناى زاد و توشه اش رو به زوال استو چه سودى است در امتداد آن مدت كه مانند قطع شدن حركت بپايان مى رسداى مردم ، آنچه را كه خداوند بر شما مقرر فرموده است ، مطلب و مطلوب خود تلقى كنيدو از اداى حق خداوندى آنچه را كه از شما خواسته است ، مسئلت نماييدو دعوت مرگ را پيش از آنكه شما را [ براى عبور از پل زندگى ] بخوانند ، بگوشهاى خود بشنوانيد . دلهاى پارسايان در اين دنيا مى گريد اگر چه بخندند ، و اندوه آنان سخت مى شود اگر چه شادمان باشند خصومت آنان با نفسهاى اماره شان فراوان است اگر چه به آن چه بآنان روزى شده باشد مورد غبطه بوده باشندذكر فرا رسيدن پايان زندگىها از دلهايتان ناپديدو