ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - فهرست مطالب
بياد مرگ نيستيد ، آرزوهاى دروغين فضاى درون شما را اشغال ، در نتيجهء مملوك بىاختيار دنيا گشتهايد ١٧ و انما أنتم اخوان على دين اللَّه ، ما فرق بينكم الا خبث السرائر و سوء الضمائر ، فلا توازرون ، و لا تناصحون و لا تباذلون و لا توادون ١٨ اى مردم شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد بينىها است كه در بارهء همديگر داريد ١٨ اين كه فساد اخلاق موجب گسستن علائق برادرى و تعاون و هماهنگى و اتحاد انسانها در مسير حيات معقول مى گردد امرى است كاملا طبيعى و جاى شگفتى نيست ، شگفت انگيز آنست كه احتياج به قوانين و حقوق فراوان و پيچيده اى را كه معلول مستقيم فساد اخلاق است و گسيختن علائق فوق را نتيجه مى دهد ، ترقى و تكامل حقوقى بناميم ٢٠ كسانى كه مى گويند : بگذاريد بشر با فساد اخلاقى و احساس بىبند و بارى از هيچ اصل و قانونى تبعيت نكند ، زيرا ما با احساس وضع قوانين جديدتر ، از تعدى فساد او جلوگيرى مى نمائيم در حقيقت مى گويند بگذاريد بشر در حال عبور از يك پرتگاه مهلك مى گسارى نمايد ، اگر از آن پرتگاه سقوط كرد و آسيبى بر او وارد گشت براى او دارو و درمان آماده كردهايم ٢٢ ما بالكم تفرحون باليسير من الدنيا تدركونه و لا يحزنكم الكثير . . . . باق عليكم ٢٥ جاى بسى شگفتى است شاديهاى شما باندكى از دنيا كه مى يابيد و بىخيالى شما از آخرت بزرگى كه از دست مى دهيد ٢٦ و ما يمنع احدكم ان يستقبل اخاه بما بما يخاف من عيبه الا مخافة ان يستقبله بمثله ٢٦ پوشيدن عيب ديگران براى پوشانيدن عيب خويشتن ٢٦ قد تصافيتم على رفض الاجل و حب العاجل و صاردين احدكم لعقة على لسانه صنيع من فرغ من عمله و احرز رضى سيده ٢٧ علاوه بر تمايلات طبيعى انفرادى كه داريد ، بىاعتنائى به آخرت و محبت به دنيا را بطور هماهنگى دسته جمعى كار خود ساخته ايد آيا دين يك حالت روانى شخصى است و ارتباطى با هيچيك از عناصر اركان اصلى و فرعى زندگى انسانها ندارد ٢٩ سوء استفاده از مذهب ، مربوط به خود مذهب نيست ٣١ متن خطبه يك صد و چهاردهم ٣٥ ترجمه خطبه يك صد و چهاردهم پندهائى براى مردم ٣٨ تفسير عمومى خطبه يك صد و چهاردهم ٤١ الحمد للَّه الواصل الحمد بالنعم ، و النعم بالشكر ، نحمده على آلائه كما نحمده على بلائه ٤١ خداوند سبحان همان گونه شايسته حمد در مقابل بلاهاست كه شايسته حمد در مقابل نعمتها است ٤١