ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - تكيه بر اكثريت دلها را از هم جدا و ارادهها را سست مى كند
اصطلاح مردم معمولى كه مى گويند ، گرگها وقتى كه دور هم مى نشينند ، با كمال حساسيت يكديگر را زير نظر دارند كه بمجرد عروض سستى و يا روى آوردن خواب بر ديگرى ، بسوى او حمله ببرند .
اين هم اصل اساسى است هر اندازه رشد تعقل و احساس برين انسانها بالاتر باشد ، قطعى است كه هماهنگى و اتحاد آنان نيز عالىتر خواهد بود و با تعبيرى كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : دلهاى آنان بيكديگر نزديكتر خواهد بود .
مبناى اين اصل كاملا روشن است ، و آن اينست كه هر چه رشد مختصات عالى انسانى افزايش يابد ، بهمان اندازه از من و مائى و گرديدن او به دور خودش كاسته مى شود و بعبارت ديگر هر اندازه كه آدمى از خود محورى و پرستش خود طبيعى بيشتر آزاد شود ، بر پيشرفت او در تكامل صيانت تكاملى ذات افزوده مى شود .
بر مبناى اين اصل است كه مى گوييم : « اگر نظم ماشينى جبرى كه در جوامع صنعتى امروزى دنيا ، افراد انسانى را در زندگى طبيعى محض هماهنگ ساخته است ، از بين برود ، بدون ترديد افراد بشر نخواهند توانست ، با يكديگر زندگى هماهنگ داشته باشند ، حتى دو نفر ، آرى ، حتى دو نفر . » زيرا همه مى دانيم كه افراد بشر سخت در ماده و ماديات غوطه ور گشته است به حدى كه گفتگو از معنى و معنويات براى او آن اندازه شگفت انگيز است كه صحبت از ديو و غول و يك آدمى كه پانصد سر داشته باشد ٢٢ ، ٢٤ - لقد حملتكم على الطَّريق الواضح الَّتى لا يهلك عليها إلَّا هالك ، من استقام فإلى الجنّة ، و من زلّ فإلى النّار ( من شما را به حركت در راهى روشن وادار كردم كه در آن راه به هلاكت نيفتد مگر كسى كه خود را به هلاكت بيندازد . هر كس در جادهء الهى حركت كرد مسيرش رو به بهشت است ، و هركس از آن جاده بلغزد مسيرش رو به آتش است . )