ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - علاوه بر تمايلات طبيعى انفرادى كه داريد ، بىاعتنايى به آخرت و محبت به دنيا را بطور هماهنگى دسته جمعى كار خود ساخته ايد
لسانه ، صنيع من قد فرغ من عمله و أحرز رضى سيّده [ اى نابخردان ] ( دست اتحاد بهم دادهايد كه آخرت را رها و به دنياى زودگذر محبت بورزيد و دين هر يك از شما براى ليسيدن ، آنهم يك بار ، با زبان پذيرفته شده است [ اين كارهاى شما ] مانند كارهاى كسى است كه از عمل خود آسوده و رضايت مولايش را بدست آورده است . ) علاوه بر تمايلات طبيعى انفرادى كه داريد ، بىاعتنايى به آخرت و محبت به دنيا را بطور هماهنگى دسته جمعى كار خود ساخته ايد در جملهء مورد تفسير دو احتمال مى رود : احتمال يكم - اين كه مردم معمولى عموما بدون تعمد خاص ، به پيروى از تمايلات طبيعى حيوانى خود ، به دنيا محبت مى ورزند و به آخرت بىاعتنايى مى نمايند .
احتمال دوم - اين كه اشتغالات عاشقانهء مردم بدنيا آگاه يا ناآگاهانه بطورى است كه همديگر را وادار مى كنند كه آخرت را بفراموشى بسپارند . مثلا به قدرى امور دنيوى را مورد علاقه و محبت نشان مى دهند و بطورى اين امور را بيكديگر ، مطلق تلقين مى نمايند كه دنيا را در حد معبود مورد گرايش و پرستش قرار مى دهند و آخرت را كه بالاخره گذرشان به آن خواهد افتاد و سعادت و يا شقاوت ابدى آنان در آنجا بجريان خواهد افتاد ، نا چيز مى انگارند . اين نابكارى نابخردانه است كه موجب مى شود دين بمقدار يك چشيدنى بردهانشان جارى شود و هيچ بهره اى از آن برداشت ننمايند . اين تشبيه در جمله اى از سرور سروران و پيشتاز شهيدان راه حق و عدالت ، محبوب خدا ، امام حسين بن على عليه السلام ، چنين آمده است : النّاس عبيد الدّنيا و الدّين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درّت به معائشهم و إذا محصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون .
( مردم بردگان دنيا هستند و دين به مقدار يك چشيدنى بر زبانهايشان