ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - مشقتهاى بىنتيجهء دنيا در اندوختنهاى بيش از ضرورت
مالى با خود حمل كند يا بنائى را منتقل بسازد ) مشقتهاى بىنتيجهء دنيا در اندوختنهاى بيش از ضرورت با چه مشقتهائى مى اندوزند و نمى خورند و با چه زحماتى بناء مى كنند و در آن مسكن نمى نشينند و سپس رو به سوى خدا مى روند ، نه مالى را با خود حمل مى كنند و نه بنائى را با خود منتقل مى سازند .
منظور امير المؤمنين عليه السلام توبيخ شديد همان اصحاب تكاثر است كه مال دنيا را براى خود همان مال مى خواهند ، و نظرى به اين ندارند كه مال دنيا موقعى براى انسان معنى دارد و داراى ارزش است كه براى رفع نيازمنديها باشد نه وابسته كردن مال و پول و ديگر عوامل امتيازات دنيوى به خويشتن و در آويختن آنها از گردن جان كمال جوى خود . براستى چه سنگين است آن عوامل امتيازات دنيوى كه با مستهلك ساختن نقدينه بسيار گرانبهاى عمر و با تحمل مشقتها و رنجها تحصيل شود و از گردن جان سبكبال و تيز پرواز بسوى بارگاه خداوندى آويخته شود و آنرا از حركت باز بدارد . و اما اگر همين مال دنيا در هر شكلى كه باشد بعنوان وسيله اى براى رفاه و آسايش ضرورى خود و ديگر همنوعان باشد ، تكاثر پليد نبوده ، بلكه تنظيم وسائل زندگى براى بندگان خدا ميباشد كه خود نوعى عبادت و مشقت در راه آن ، جلب كنندهء پاداش در سراى ابديت خواهد بود .
٤٧ ، ٤٩ - و من غيرها أنّك ترى المرحوم مغبوطا ، و المغبوط مرحوما ، ليس ذلك إلَّا نعيما زلّ و بؤسا نزل ( و از دگرگونيهاى اين دنياست - انسانى را مى بينى كه روزى مورد ترحم بود ، روز ديگر مورد غبطه و آرزو قرار مى گيرد و آنكه مورد غبطه و آرزو بود روز ديگر مورد ترحم قرار مى گيرد و اين دگرگونى نيست مگر معلول نعمتهائى كه از دست رفته يا ناگوارى كه نازل شده است )