ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - مورد چهارم - وصيت كردن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مر على را كه چون هر كسى بنوع طاعتى تقرب به حق جويند تو تقرب جوى به صحبت عاقل و بندهء خاص
١ - على مولاى انسانها است ، و تفسيرى مشروح در بارهء مولا .
٢ - هر موجودى كه خود بستهء زنجير بردگى است ، نمى تواند موجود ديگرى را آزاد كند .
٣ - مولاى حقيقى خداست كه توانسته است پيامبران را از زنجير گرانبار خود - طبيعى رها كند و آنان را به منصب مولايى برساند .
٤ - بايستى مقام والاى پيشوايى آزادى بخش از پيامبر به وصى او عطا شود .
٥ - نامهاى صحابه اى كه داستان غدير خم را نقل كردهاند [ بر مبناى تحقيق علامهء فقيد آقا شيخ عبد الحسين امينى كه صد و ده نفر است . ] ٦ - نامهاى تابعين كه داستان غدير خم را نقل كردهاند [ بر مبناى تحقيق علامهء امينى ٨٤ نفر است ] بحثى لغوى در معناى مولا و اين كه مقصود از مولا در داستان غدير چيست مورد چهارم - وصيت كردن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مر على را كه چون هر كسى بنوع طاعتى تقرب به حق جويند تو تقرب جوى به صحبت عاقل و بندهء خاص . . .
< شعر > گفت پيغمبر على را كاى على شير حقى پهلوانى پر دلى ليك بر شيرى مكن هم اعتميد اندرآ در سايهء نخل اميد هر كسى گر طاعتى پيش آورند بهر قرب حضرت بيچون و چند تو تقرب جو به عقل و سر خويش نه چو ايشان بر كمال و بر خويش اندرآ در سايهء آن عاقلى كش نتاند برد از ره ناقلى پس تقرب جويد و سوى آله سر مپيچ از طاعت او هيچگاه ز ان كه او هر خار را گلشن كند ديدهء هر كور را روشن كند ظل او اندر زمين چون كوه قاف روى او سيمرغ بس عالى طواف دستگير و بندهء خاص آله طالبان را مى برد تا پيشگاه گر بگويم تا قيامت نعت او هيچ آن را غايت و مقطع مجو < / شعر >