ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - ترجمهء خطبهء صد و پانزدهم
ترجمهء خطبهء صد و پانزدهم اين خطبه نيايشى است از آن حضرت در حال مسئلت باران از خدا خداوندا ، نباتات كوههاى ما از خشكسالى افسرده و خشكيدندو خاك تيره روى زمين ما را از بى آبى پوشانده استحيوانات ما سخت تشنه اندو در جايگاههاى استراحت خود حيرت زده همانند زنان بچه مرده مى نالندو از رفت و برگشت با لب تشنه در چراگاه هاو آبشخورها در ملالندپروردگارا ، بر نالهء ناله كنندگانو سوزش دلسوختگان عنايتىو بر اين جانداران در مسير حركتهاو مدخل آسايشگاه هايشان ترحمى فرمابار خدايا ، ما در حالى رو به سوى تو آورديم كه شترهاى لاغر ما از قحطى آب و علف بهمراه ما در حركتند [ و هنگامى به رحمت واسعهء تو روى آورديم ] كه ابرها با علامت بارش باران نهال اميد در درون ما كاشتند ، ولى اين نهال را به ثمر نرسانده از فضاى ما دور شدند بار الها ، تنها توئى اميد غوطه وران در سختىهاو كفايت كنندهء التماس - كنندگان از بارگاهت [ آفريدگارا ، ] ترا مى خوانيم در موقعى كه نوميدى مردم را در خود فرو برده و ابرها از باريدن ممنوع گشته و چرندگان به هلاكت افتاده انداز تو مسئلت مى داريم ما را به نتائج اعمال ناشايستمان مؤاخذه منماو ما را بسبب گناهانمان گرفتار مفرماخداوندا ، رحيما ، رحمت واسعه ات را بوسيلهء ابرى بر ما بگستران كه باز شود و بر ما بباردو بهارى ثمر بخش در زمين ما بشكفاندو با روئيدنىهاى زيبا چشمان ما را بنوازد - بارشى تند و انبوه تا آنچه را كه در روى زمين ما مرده