ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - اكثريت مردم آن دوران هنوز معناى زمامدارى و خواص آنرا درك نمى كردند
چنان مردمى كه قوهء تميز ما بين امور و تشخيص عظمت و ارزش آن بزرگوار را نداشتند چه بوده است پاسخ اين سؤال با نظر به دورانها و جوامعى كه پيامبران الهى در آنها مبعوث مى شدند و مردم آن دورانها و جوامع هيچ دركى صحيح در بارهء آن پيشوايان نداشتند ، روشن مى گردد . حتى خود پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به مردم آن زمان بجز اقليت محدود از آنان شناخته نشده بود . سؤالات و طرز رفتار آن مردم چه در زمان حيات آن حضرت و چه پس از پايان زندگى دنيوى وى ، بخوبى اثبات مى كند كه آنان از شخصيت پيامبر اكرم جز يك مفاهيم مبهم چيزى ديگر دريافت نكرده بودند . اين پاسخ نقضى است براى سؤال مزبور . و اما پاسخ حلى چنين است كه حكمت خداوندى در بعثت انبياى عظام عليهم السلام و قرار دادن امير المؤمنين و ديگر أئمهء معصومين عليهم السلام در برهه هائى از زمان و در دورانهائى غير مناسب با شخصيت آنان ، اين نبوده است كه مردم با اجبار آن بزرگواران و با ارادهء حتمى خداوندى راه رشد و كمال را پيش بگيرند و همهء آنان مانند سلمان و ابو ذر و مالك اشتر و عمار و اويس قرنى گردند . بلكه با توجه به درك عقلى و مجموع منابع اوليه اسلامى باين نتيجه مى رسيم كه حكمت خداوندى بيان و ارائهء طرق هدايت به رشد و كمال انسانى و نصب مشعل در كنار جادهء بس طولانى كه كاروان بشريت از آنجا عبور مى كنند ، بوده است . اما كيفيت و كميت برخوردارى انسانها از اين ارائهء طرق و مشعلهاى فروزان بايستى با درك و تعقل و اختيار خود آنان بوده باشد .
١٧ - و اللَّه لو لا رجائى الشّهادة عند لقائى العدوّ - و لو قد حمّ لى لقاؤه - لقرّبت ركابى ثمّ شخصت عنكم فلا أطلبكم ما اختلف جنوب و شمال ( و سوگند بخدا ، اگر در موقع روياروئى با دشمن اميد شهادت نداشتم [ كه در آن رؤيائى مرگ براى من مقدر باشد ] مركبم را حاضر مى كردم ، سپس از شما مردم جدا مى گشتم و ديگر بجستجوى شما نبودم مادامى كه بادهاى جنوبى و شمالى