ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - مورد دهم - امير المؤمنين براى ابراز ناگواريهايى كه شديدا به او حمله ور مى شد سر به دهنهء چاه فرو مى برد
و ناگوارىهاى شديدى را كه در جامعهء آن دوران ، وجود او را زجر مى داد ، ابراز فرموده است . به عنوان نمونه : و طفقت أرتئى بين أن أصول بيد جذّاء أو أصبر على طخية عمياء يهرم فيها الكبير ، و يشيب فيها الصّغير و يكدح فيها مؤمن حتّى يلقى ربّه .
فرأيت أنّ الصّبر علىهاتا أحجى ، فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجا [١] در انتخاب يكى از دو راه انديشيدم ، يا مى بايست با دست خالى بر مخالفانم حمله كنم و يا شكيبايى در برابر حادثه اى ظالمانى و پر ابهام پيشه گيرم [ چه حادثه اى ] حادثه اى بس كوبنده كه بزرگسال را فرتوت و كم سال را پير ، و انسان با ايمان را تا ديدار پروردگارش در رنج و مشقت فرو مى برد .
[ به حكم عقل سليم ] بر آن شدم كه صبر و تحمل را با دست خالى ترجيح بدهم . راه بردبارى را پيش گرفتم . چونان بردبارى كسى كه در چشمش خس و خاشاكى فرو رود و مجراى گلويش را استخوانى بگيرد . ) ٢ - اللَّهم إنّى قد مللتهم و ملَّونى ، و سئمتهم و سئمونى فأبدلنى بهم خيرا منهم ، و أبدلهم بى شرّا منّى اللَّهمّ مث قلوبهم كما يماث الملح فى الماء [٢] ( بار خدايا ، اين مردم از من در ملالت خاطرند و مرا هم در ملالت فرو بردهاند . من آنان را افسرده ساختهام ، آنان نيز مرا افسرده نمودهاند .
بهتر از آنان را به جاى آنان بر من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان فرما . بار خدايا ، دلهاى آنان را بگداز و آب كن ، چنانكه نمك در آب منحل مى شود ) ٣ - يا أشباه الرّجال و لا رجال ، حلوم الأطفال ، عقول ربّات الحجال ، لوددت أنّى لم أركم و لم أعرفكم ، معرفة و اللَّه جرّت ندما و أعقبت سدما . قاتلكم اللَّه لقد ملأتم قلبى قيحا و شحنتم صدرى غيظا ، و جرّعتمونى نغب التّهمام أنفاسا . [٣]
[١] نهج البلاغه نسخهء دكتر صبحى صالح خطبهء ٣
[٢] خطبهء ٢٥
[٣] خطبهء ٢٧