ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - كالبد مادى در خدمت روح نه روح در خدمت كالبد مادى
بدن بعنوان مركب لازم و ضرورى است . اين اصل جاى ترديد نيست . براى اثبات اين اصل كمترين توجه به مسائل فقهى مربوط به احكامى كه موجب ضرر يا عسر و حرج مى گردد كافى است . حتى اگر احتمال عقلائى براى ضرر وجود داشته باشد بدون اين كه لازم باشد به مرحلهء يقين برسد ، براى عدم توجه تكليف كافى است .
احتمال عقلائى ضرر براى نگرفتن روزه و نرفتن به حج و تيمم براى وضو ، و ديگر احكام و تكاليف اسلامى قطعا كافى است و شايد هيچ فقيهى وجود نداشته باشد كه با اين اصل مخالفت بورزد . براى بيان راه سازش جملات مورد تفسير امير المؤمنين عليه السلام با روايت فوق و اصل عدم ضرر كه بطور مختصر توضيح داديم مى توانيم مطالب زير را در نظر بگيريم : ١ - آثارى را كه امير المؤمنين عليه السلام از شدت عبادت در چشمان و شكمها و صورتهاى آن مردان بزرگ توصيف فرمودند ، ناشى از ضرر عميق جسمانى كه صحت و تندرستى بدن را مختل مى سازد نمى باشد . بهترين دليل اين معنى شجاعت و سلحشورى و نيرومندى آن مردان راه حق بوده است كه در ميدانهاى جهاد از آنان بروز مى كرده است . آنان همان گونه كه توصيف شدهاند ، زهّاد باللَّيل و آساد بالنّهار ( زاهدان شبانگاهى و شيران روز ) بودهاند . و بديهى است كه در صورت اختلال بدن بجهت بيمارى و نا تندرستى ، آن شجاعت و دلاوريها و سلحشوريها كه تاريخ جهادهاى اسلامى از آن مردان ثبت كرده است ، امكان پذير نمى گشت .
٢ - از نظر فقهى اگر اشخاصى بجهت ناتوانىهاى جسمانى نتوانند متحمل آن رياضتها و تلاشها بشوند ، هيچگونه الزامى براى آنان وجود ندارد كه خود را با محروميتهايى كه مردان بزرگ در مسير تكامل متحمل مى گردند ، به مشقت بيندازند .
٣ - يك مسئله ديگر وجود دارد كه براى تكميل اين مبحث بايد مطرح شود .
مسئله اينست كه اگر انسانهايى بجهت گرايشات روحانى شديد ، دست از لذائذ و آسايشهاى جسمانى خود بردارند و حتى بمقدار معتدل هم به بدن مادى رسيدگى نكنند و در اين زندگانى به مقدارى از ماده و ماديات قناعت كنند كه فقط نفس به كار