ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - مورد سوم - دفتر ششم صفحهء ٤١٩
« استفراغ الفقيه الوسع لتحصيل الحجّة للحكم الشّرعىّ » ( به نهايت رساندن فقيه كوشش و طاقت خود را براى تحصيل حجت براى حكم شرعى ) چون آنچه كه در محل خود ثابت شده است ، اينست كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم هيچ حكمى را بدون استناد به وحى نفرموده است و اين حقيقت را آياتى از قرآن مجيد اثبات مى كند كه يكى از صريحترين آنها آيهء مباركه : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) [١] ( و پيامبر اكرم « صلى اللَّه عليه و آله و سلم » سخنى از هوى نمى گويد . نيست آنچه كه او مى گويد مگر از وحى كه به او مى رسد است ) مطلب دوم - آنچه كه از منابع حديثى و تاريخى بر مى آيد در روايت غدير اين جمله را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرموده است ، پس از آن كه پيامبر اكرم از آن مردم ( كه دهها هزار نفر بودند ) پرسيد : أ لست أولى بكم من أنفسكم آيا من بر شما سزاوارتر از خود شما نيستم گفتند : بلى . فرمود : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه ( هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست ٢ ) مطلب سوم - تفسيرى كه مولوى [٢] در بارهء مولا گفته است ، يكى از مناسبترين معانى است كه در داستان غدير مى توان مطرح نمود . در بيت سوم از ابيات مورد بحث چنين آمده است كه -
[١] النجم آيهء ٣ و ٤ . اين مسأله كه آيا پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله مجتهد باصطلاح رسمى بوده است يا نه در ميان بعضى از علماى اهل سنت مطرح شده است و دلايل قاطعانه اى وجود دارد كه پيامبر اكرم به هيچ وجه در احكام اجتهاد نفرموده و همهء آنها مستند به وحى بوده است . مراجعه شود به ترجمه و تفسير نهج البلاغه .
[٢] براى اطلاع بيشتر از اين داستان رجوع فرماييد به تفسير و نقد و تحليل مثنوى ج ١٤ از ص ٥١٩ تا ٥٣٦ .