ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - خداوندا ، اين بيماران جهل و خودخواهى همهء اطبا را به ملالت انداختند
و قابل لمس است مخصوصا در صورتى كه نتائج محسوس زودتر قابل وصول باشد و به اصطلاح معمولى « نقد » باشد . اين همان قاعدهء فراگير است كه انسانها را از شناخت و دريافت خدا ، به بتهاى محسوس و صورتهاى تخيلى در ذهن تنزل مى دهد . باين معنى كه اكثريت اسف انگيز مردم تابع محسوسات و به انگيزگى آنها حركت مى كنند ، و آنانكه حيات خود را بر حقايق اصيل و معقول و والا تطبيق مى كنند ، در اقليت اسف انگيز مى باشند .
در آخر جملات مورد تفسير ، اين جمله وجود دارد كه و هو يعلم أنّ ضلعها معها ( و او ميداند كه ميل خار با خار است ) احتمال قوى مى رود كه مقصود امير المؤمنين عليه السلام اينست كه ذات يا صفت اختصاصى خار فرو رفتن در پوست و گوشت آدمى است ، و اين خصوصيت در همهء خارها وجود دارد ، لذا خار كه خاصيتش فرو رفتن است نمى تواند خار فرو رفته را بيرون بياورد .
١٥ ، ١٦ - اللَّهمّ قد ملَّت أطبّاء هذا الدّاء الدّوىّ ، و كلَّت النّزعة بأشطان الرّكىّ ( خداوندا ، طبيبان اين درد ، سخت به ملال افتاده و كشندگان آب با طنابهاى چاهها خسته و درمانده گشتهاند ) خداوندا ، اين بيماران جهل و خودخواهى همهء اطبا را به ملالت انداختند آرى ، چه سختىها كه طبيبان الهى ( انبياء و مرسلين و أئمهء معصومين عليهم - السلام و حكماء و عرفاى راستين ) در معالجهء بيمارىهاى روانى انسانها متحمل شدهاند .
كوشش و تلاش آن صاحبان رسالت جز اين نبود كه انسانها را هم از تندرستى جسمانى و هم از صحت و سلامت روانى برخوردار بسازند و سپس آنان را در مسير حيات معقول قرار بدهند . آيا با وجود آن طبيبان الهى و طبيبى مانند امير المؤمنين