ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - ترجمهء خطبهء صد و شانزدهم
ترجمهء خطبهء صد و شانزدهم امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه ياران خود را اندرز مى دهد خداوند سبحان پيامبر را براى دعوت بسوى حق و شاهد بر خلق فرستادآن برگزيدهء محبوب رسالتهائى را كه از پروردگارش گرفته بود ، بدون ضعف و تقصير بمردم تبليغ فرمودو در راه خدا با دشمنان خدا بدون سستى و عذرخواهى غير موجه جهاد نموداو پيشواى هر انسانى است كه تقوى بورزدو بينائى كسى كه در مسير هدايت قرار بگيردو از جملهء اين خطبه است : اگر مى دانستيد آنچه را كه مى دانم و غيب آن از شما پوشيده است ، در آن هنگام از آسايشگاههاى خود بيرون مى رفتيد و در اين راه و در آن راه بهت زده مى گشتيدگريه به اعمال خود مى كرديدو بر سر و سينهء خود مى زديدو اموال خود را بدون نگهبان و كسى كه براى حفظ آن جانشين شما باشد رها مى كرديدو هر كس از شما را نفس خود مشغول مى نمود و بكسى ديگر توجهى نداشتولى آنچه را كه براى شما تذكر داده شده بود به فراموشى سپرديدو از آنچه كه شما را از آن بيمناك كرده بودند ، خاطر جمع شديد در نتيجه رأى شما از مغزتان گم شدو امر شما بر شما پراكنده گشتبسيار دوست مى دارم خداوند بين من و شما جدائى بيندازدو مرا به مردمى ملحق بسازد كه براى من شايسته تر از شما بوده باشندسوگند بخدا - مردمانى مبارك رأىداراى بردبارى متينگويندگان بر حقدورى گزيدگان از ستمبراى حركت در راه خدا سبقت بگيرندو در صراط مستقيم حركت سريع كنندمردمانى كه در كسب توشه براى آخرت ابدى خودو كرامت گواراى آن حيات فنا ناپذير پيروز گشتند آگاه باشيد ، بخدا سوگند ، آن فرزند ثقيف مبتكر و رويگردان از حق و عدالت بر شما مسلط مى گرددمحصولات شما را مى خوردو پيه شما را آب مى كند . بيار آنچه را كه دارى اى پدر جعل