ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - آن امور دنيوى كه موجب عبرت مى باشند
( و از موارد عبرت گيرى از اين دنياست اين كه آدمى به وصول به آرزويش نزديك مى گردد ، در آن حال حضور مرگش آرزو را از او قطع مى كند پس نه آرزوئى دريافت شده و نه آنچه آرزو شده او را رها مى سازد ) آن امور دنيوى كه موجب عبرت مى باشند از آن امورى كه عامل عبرت ميباشد ، يكى اينست كه انسان نزديك به آرزويش مى گردد ، يعنى مدتها زحمت و مشقت را متحمل مى شود و تلخى انتظار وصول را مى چشد و همين كه به آرزويش نزديك شد ، ناگهان پيك اجل بر سر او تاختن مى آورد و بساط آمادگىها و دلخوشىها او را براى برخوردارى از آرزوئى كه ساليانى متمادى در انتظار عملى شدن آن چشم براه دوخته بود ، بر مى چيند و بدون اين كه خيال و آرزو او را رها كند ، او از تحقق يافتن آرزو محروم مى گردد . چه عبرتى بالاتر و چه درسى آموزنده تر از اين مى توان پيدا كرد كه - < شعر > ما كلّ ما يتمنّى المرء يدركه تجرى الرّياح بما لا تشتهى السّفن < / شعر > ( نيست چنانچه انسان هر آنچه را كه آرزو كند بآن برسد . بادها بر خلاف سمت حركت كشتىها بجريان مى افتد ) خداوند سبحان بندگان خود را هشدار داده و آگاهشان فرموده است كه ( أَمْ لِلإِنْسانِ ما تَمَنَّى ) ( آيا براى انسان است هر آنچه را كه مى خواهد بآن برسد ) ٥٣ ، ٥٧ - فسبحان اللَّه ما اعز سرورها و اظمأ ريها ، و اضحى فيئها لا جاء يرد و لا ماض يرتد ( پس پاك است پروردگار ، چه اندك است شادى دنيا و چه تشنگى آور است سيراب شدن از اين دنيا و چه گرم است سايهء آن ، نه آينده اى باين دنيا بر مى گردد و نه گذشته اى