ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - مورد دوازدهم - فقط امير المؤمنين عليه السلام است كه شايستهء لا فتى إلَّا علىّ ، لا سيف إلَّا ذو الفقار است
فاطمهء زهراء سلام اللَّه عليها خطاب به منحرفين آمده است كه « شما را از على بن ابي طالب روى گردان نكرد مگر تنمر ( پلنگ صفتى ) او در راه خدا كه اشاره به عدم انعطاف او از جادهء حق است .
مورد دوازدهم - فقط امير المؤمنين عليه السلام است كه شايستهء لا فتى إلَّا علىّ ، لا سيف إلَّا ذو الفقار است الف - < شعر > عاقبت بينى مكن تا عاقبت بينى شوى تا چو شير حق شوى اندر شجاعت لا فتى < / شعر > ب - < شعر > ز انتظار رسول تيغ على در غزا خويش ذو الفقار كند < / شعر > اين جمله : [ لا فتى إلَّا علىّ لا سيف إلَّا ذو الفقار ] ( راد مردى جز على عليه السلام نيست و شمشيرى جز ذو الفقار ) معنايى مهم در بردارد كه اجمالش اين است : هيچ راد مرد و جوانمردى در اصول انسانى با شخصيتتر از على بن ابي طالب عليه السلام نيست ، نه اين كه آن حضرت يك جوانمرد به معناى معمولى آن در فرهنگ متداول جامعه ميباشد . در بعضى از روايات آمده است كه ذو الفقار شمشير شخصى بود به نام منبه بن الحجاج يا عاص بن منبه كه پس از كشته شدنش در جنگ بدر به دست پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم افتاد و آن حضرت در جنگ احد آن را به امير المؤمنين عليه السلام داد آن حضرت با ذو الفقار حملات شديدى مى كرد و دلاورىهاى شگفت انگيزى انجام مى داد . در اين موقع بود كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : لا فتى إلَّا علىّ لا سيف إلَّا ذو الفقار